تجلیل از پذيرفته شدگان در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي




در روز پنجشنبه مورخه ۱۹/۸/۹۰طی مراسمی از ۱۴نفر   پسرو۱۵نفردختراز پذيرفته شدگان طرح پراکنده شاهدناحیه۳قم در  دانشگاهها و موسسات آموزش عالي  تجلیل به عمل آمد.همچنین در این مراسم از جناب آقای جعفری مدیر دبیرستان نمونه دولتی شهید فهمیده و سرکار خانم آقایی مدیر دبیرستان نمونه دولتی حضرت معصومه(س) به علت داشتن بیشترین تعداد آمار قبولی طرح پراکنده شاهد در کنکور90  با اهدای هدیه تقدیر و تشکر شد .ضمنا در این مراسم جناب آقای ملکی مدیرمحترم آموزش و پرورش ناحیه۳وجناب آقای خسروشاهی مشاورطرح پراکنده شاهدناحیه۳قم  به ایراد سخن پرداختند.
منبع خبر :   کارشناسی امور شاهد و ایثارگران ناحیه3

تصاویر مرتبط :

تبریک عید سعید غدیر خم و ولادت امام هادی علیه السلام

امام هادى(ع) و جلوه‏ هاى غدير

 

عباس كوثرى

و لقد انزل‏الله تعالى فيك من قبل و هم كارهون.... انماوليكم‏الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يوتون ‏الزكاه و هم راكعون.

«از زيارتنامه اميرالمومنين(ع)در روز غدير»

روز غدير، عيد ولايت و يادآور امامت راستين و فضيلتهاى متعالى‏امير مومنان على(ع)است. معصومان(ع)يادآوران اين روز بزرگ بودند و با الهام از آيه شريف «و ذكرهم بايام ‏الله‏» منزلت و جلالت‏ غدير را گرامى داشته، فرمانهايى جهت ارج نهادن به آن فرا روی ‏دلدادگان و سرخوشان باده ولايت قرار داده‏اند. يكى از جلوه‏هاى‏زيباى بزرگداشت غدير در زيارت مخصوص امام على(ع)در روز غديرمشاهده مى‏شود. كلمات آن زيارت زمزمه روح نواز امام هادى(ع)است‏و تاريخ صدور آن سالى است كه معتصم خليفه عباسى آن حضرت را به‏بغداد احضار كرد. در اين موقعيت، حضرت به زيارت‏اميرمومنان(ع)شتافت؛ حديث دلبرى و يادمان ارزشهاى راستين راتجلى ديگر بخشيد و ميراث ماندگارى از شكوه ولايت در خاطره‏ها به‏يادگار گذاشت.

در زمينه اتقان سند و استحكام صدور آن صاحب «هديه‏الزائرين‏» مى‏نويسد:

«شيخ جليل محمد بن المشهدى يكى از بزرگان علما است. درمزار كبير براى اين زيارت شريفه سند بسيار معتبرى ذكر نموده كه‏كمتر خبرى به قوت سند او مى‏رسد؛ و عبارت او در اين مقام چنين‏است: خبر داد مرا فقيه اجل ابوالفضل شاذان بن جبرئيل قمى ازفقيه عماد محمد بن ابى القاسم الطبرى از ابى على از پدرش محمدبن الحسن(شيخ طوسى)از شيخ مفيد محمد بن محمد بن نعمان از ابى‏القلسم جعفر بن قولويه از محمد بن يعقوب كلينى از على بن ‏ابراهيم از پدرش ابراهيم بن هاشم از ابى القاسم حسين بن روح وعثمان بن سعيد عمرى از ابى محمد حسن بن على العسكرى از پدرش‏«امام هادى(ع » و اين سلسله شريفه همه از اعيان علما و شيوخ‏ طائفه و روساى مذهب‏اند و جناب ابوالقاسم حسين بن روح و عثمان ‏بن سعيد هر دو از نواب امام عصر(ع)هستند و بعد از تامل معلوم‏مى‏شود كه در تمام زيارات ماثوره زيارتى به اين وجه از صحت واعتبار و قوت سند پيدا نمى‏شود.»

محتواى زيارت درباره فرهنگ غدير و زندگى شكوهمند امام‏على(ع)است و موارد زير از محورهاى مهم آن شمرده مى‏شود؛ بدين‏جهت، اندكى بر ساحل آن درنگ كرده، و روان خويش را از جام روح‏افزاى آن شادابى مى‏بخشيم:

فضائل امام على در قرآن

در زيارت غدير از آيه ولايت ‏ياد شده است كه مى‏فرمايد:

(انما وليكم ‏الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه ويوتون الزكاه و هم راكعون و من يتول‏الله و رسوله و الذين آمنوافان حزب‏الله هم الغالبون.)

سرپرست و ولى شما تنها خدا است و پيامبر او و آنها كه ايمان‏آورده‏اند، همانها كه نماز برپا مى‏دارند، و در حال ركوع زكات‏مى‏دهند؛ و كسانى كه ولايت ‏خدا و پيامبرش و افراد با ايمان رابپذيرند، پيروزند، زيرا حزب و جمعيت ‏خدا پيروز است.

مفسران اهل سنت و شيعه در شان نزول اين آيه به نقل از ابوذرچنين مى‏نويسند: ابوذر گفت: من به دو چشم خويش ديدم و به دو گوش‏خود شنيدم و چنانچه خلاف آن را نقل كنم، نابينا وناشنوا گردم.

كه پيامبر(ص)فرمود:

على قائد البرره و قاتل الكفره و منصور من نصره و مخذول من‏خذله؛ على پيشواى نيكان و قاتل كافران است. هر كس او را يارى‏كند، از ناحيه خداوند يارى مى‏شود و هر كس او را تنها بگذارد،خدا او را خوار مى‏سازد.

بدانيد من روزى نماز ظهر را با پيامبر(ص)خواندم. فقيرى كمك‏ خواست؛ اما كسى چيزى به او نداد. در اين حال سائل دستهاى خويش‏را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! تو شاهد باش كه من در مسجدپيامبر(ص)كمك خواستم اما كسى به من كمك نكرد.

على(ع) كه در حال ركوع بود و انگشتر در دست راست‏خويش‏داشت؛ به سائل اشاره كرد. سائل به سوى حضرت رفت و خاتم ازانگشتر حضرت بر گرفت. رسول گرامى اسلام كه اين منظره رامشاهده كرده بود.- پس از نماز خويش دست‏به دعا برداشت و فرمود:

خدايا، موسى از تو خواستار شرح صدر وآسانى كار و باز شدن گره‏زبان خويش براى فهماندن كلامش شد و از تو واست‏برادرش هارون راوزير و پشتيبان و شريك دركارش قرار دهى و تو در پاسخ اوفرمودى:(سنسد عضدك باخيك و نجعل لكما سلطانا فلا يصلون اليكمابآياتنا)بزودى بازوان تو را به وسيله برادرت محكم و نيرومندمى‏كنيم و براى شما سلطه و برترى قرار مى‏دهيم و به بركت آيات مابر شما دست نمى‏يابند.

خدايا، من محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. خدايا، به من سعه‏صدر و آسانى در كار عطا كن و على را كه از اهل من است. وزيرو پشتيبان من قرار بده.

پس سوگند به خدا هنوز كلام پيامبر(ص)تمام نشده بود كه جبرئيل‏نازل شد و گفت: اى محمد! بخوان: انما وليكم‏الله و رسوله...

اين شان نزول را علاوه بر محدثان و مفسران شيعه بسيارى ازاهل سنت نيز نقل كرده‏اند. نام گروهى از روايان اهل سنت اين‏شان نزول چنين است:

الف)طبرى(تفسيرطبرى، ج‏6، ص‏165)

ب)واحدى(اسباب النزول، ص‏148 )

ج)فخررازى(تفسير فخررازى، ج‏3، ص‏431)

د)ابن صباغ مالكى(الفصول المهمه، ص‏123)

ه)ابواسحاق ثعلبى(تفسير ثعلبى، ج‏2، ص‏52)

و)گنجى شافعى(الكفايه، ص‏106 )

ز)خوارزمى(مناقب، ص‏178 )

ح)ابن حجر(الصواعق، ص‏25 )

استحكام اين روايت نزد اهل سنت‏به گونه‏اى است كه فاضل‏تفتازانى در كتاب شرح المقاصد(ج‏2، ص‏288)و مولى على قوشچى درشرح تجريد مى‏گويند: انها نزلت‏باتفاق المفسرين فى على ابن ابى‏طالب(ع)حين اعطى السائل خاتمه و هو راكع فى صلاته.

به اتفاق مفسران اين آيه در حق على ابن ابى طالب(ع)نازل‏گرديد، زمانى كه انگشترى را در حال ركوع به سائل بخشيد.

مرحوم علامه امينى شصت و شش سند براى اين حديث ذكر مى‏كند كه‏جويندگان مى‏توانند به آن مراجعه كنندحسان در اين باره سروده‏اى دارد كه در مدارك اهل سنت نيز نقل‏شده است:

(ايذهب مدحى و المحبين ضايعا و ما المدح فى ذات الاله بضائع فانت الذى اعطيت اذ انت راكع فدتك نفوس القوم يا خير راكع بخاتمك الميمون يا خير سيد و يا خير شار ثم يا خير بايع فانزل فيك‏الله خير ولايه و بينها فى محكمات الشرايع)

آيا مدح من و ديگر دوستداران و عاشقان ضايع مى‏گردد؟! چنين‏نيست، مدحى كه در راه خدا باشد از بين نخواهد رفت. تو بودى اى‏اباالحسن كه در حال ركوع با انگشترى مبارك خود انفاق كردى.

جانهاى مردم فداى تو باد اى بهترين ركوع كننده و اى بهترين آقاو خيرخواه و اى بهترين فروشنده «مال خود به خدا» .

سپس خداى درباره تو آيه ولايت «انما وليكم‏الله‏» را كه‏بهترين ولايت است. نازل فرمود و آن را در كتاب آسمانى و آيات‏روشن خويش بيان كرد.

امام هادى(ع)در نامه‏اى كه به اهل اهواز ارسال داشت‏بر آنچه‏در اين زيارت درباره آيه ولايت آمده تاكيد ورزيده، مى‏فرمايد:

صحيح‏ترين خبرى كه قرآن به صحت آن نيز گواهى داده است‏حديثى است‏كه به اتفاق نقل شده است كه پيامبر گرامى اسلام فرمود: من دوجانشين و در تعبير ديگر دو چيز گرانبها براى شما باقى‏مى‏گذارم: كتاب خدا و عترت.

اگر به اين دو چنگ زنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد و اين دو ازيكديگر جدا نمى‏شوند تا در حوض بر من وارد شوند.

ما شواهد اين حديث را آشكارا در آيه(انما وليكم‏الله ورسوله...)مى‏بينيم. «ثم اتفقت روايات العلماء فى ذلك‏لاميرالمومنين(ع)انه تصدق بخاتمه و هو راكع‏» سپس روايات‏دانشمندان به اتفاق بيانگر آن است كه اين آيه شريف درباره اميرمومنان(ع)نازل شد آن هم زمانى كه حضرت در حال ركوع انگشترش راصدقه داد. سپس رسول گرامى آن را به روشنى بيان كرد و فرمود: هركس من مولاى اويم على مولاى اوست. خدايا، هر كس على را ولى باشدتو نيز او را ولى باش و هر كس با او دشمن باشد تو نيز او رادشمن باش؛ و در حديث ديگر مى‏فرمايد: على قرضهاى مرا پرداخت‏مى‏كند و او بعد از من خليفه شما است.

از اينها متوجه مى‏شويم كه قرآن بر درستى اين اخبار گواهى‏داده، امت‏بايد پذيراى آن باشد.

آيه ولايت و اثبات امامت علوى

قراين زير نشان مى‏دهد مراد از «ولى‏» سرپرست و اولويت درتصرف است.

1- شان نزول آيه

پس از اينكه پيامبر گرامى اسلام از خداوند خواست‏براى اووزيرى از اهل خويش همانند هارون وصى حضرت موسى قرار دهد، اين‏آيه براى برآوردن اين خواسته نازل شد و طبيعى است. آيه وقتى باخواست پيامبر(ص)مطابق است كه ولايت‏به معناى سرپرستى و وصايت‏باشد؛ زيرا در اين صورت على(ع)وزير رسول خدا خواهد بود وخواسته آن حضرت اجابت‏شده است.

اگر ولايت‏به معناى «دوستدار» باشد، با خواست پيامبر هم‏آهنگ نيست.

2- مفرد بودن «ولى‏» و عدم تكرار آن

آيه همان ولايت‏خدا و پيامبر(ص)را براى صدقه دهنده در حال‏ركوع نيز اثبات مى‏كند؛ زيرا ولى به صورت مفرد آمده و تكرارى‏صورت نگرفته است. با توجه به كلمه انما كه در كلام عرب بيانگرانحصار است. آيه شريف مى‏فهماند كه اين ولايت در خدا و پيغمبر وشخصى كه در حال ركوع صدقه داده، منحصر است؛ و در اين صورت جزمعناى سرپرستى و اوليت در تصرف معنايى نخواهد داشت؛ زيرا اگرولى در آيه به معناى دوست‏باشد، نادرستى آن روشن است و دوست‏مردم به اين سه منحصر نيست.

كيفيت انطباق آيه بر امام على(ع)

گروهى مى‏گويند: چگونه جمله «الذين آمنوا» در آيه ولايت‏برامام على(ع)منطبق مى‏شود درحالى كه جمع است و نمى‏تواند براى فردخاص استعمال شود.

در پاسخ به اين اشكال گفته‏اند: «الذين امنوا» جمع است؛ امابراى تعظيم و بيان قدر و جلالت اميرمومنان على(ع)جمع به كاررفته است.

افزون بر اين، در بسيارى از آيات براى فرد خاص جمع به كاررفته. دو نمونه از اين آيات عبارت است از:

الف)مفسران در ذيل آيه «وآخرون اعترفوا بذنبهم خلطوا عملاصالحا و آخر سيئا عسى ان يتوب عليهم‏» ؛ و گروهى ديگر به‏گناهان خود اعتراف كردند و كار خوب و بد را به هم آميختند،اميد مى‏رود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد.گفته‏اند آيه مزبور با آنكه جمع است. فقط درباره ابولبابه انصارى نازل شده است.

ب)در آيه(الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم‏فزادهم ايمانا)؛ آنها كه مردم به آنان گفتند مردم براى «حمله‏ به‏» شما اجتماع كرده‏اند، از آنها بترسيد. پس بر ايمانشان‏افزود.

نوشته‏اند: گوينده اين سخن نعيم ابن مسعود اشجعى بود، اما آيه‏به صورت جمع نازل شده است.

مرحوم علامه امينى بيست آيه ذكر مى‏كند كه در آنها لفظ جمع برموردى خاص دلالت دارد.

رابطه پرداخت زكات وتوجه تام امام على(ع)در نمازگروهى نيز گفته‏اند:يكى از مقامات على(ع)اين است كه وقت نمازچنان به ذات باريتعالى توجه داشت كه هيچ چيز نمى‏توانست او رابه خود مشغول سازد و حتى تير از پاى مباركش بيرون آوردند. دراين صورت چگونه ممكن است‏به خواست‏سائل توجه كند و در حال ركوع‏انگشتر به او دهد؟!

بعضى پاسخ داده‏اند: شنيدن صداى سائل و به كمك او پرداختن‏توجه به خويشتن نيست‏بلكه عين توجه به خدا است؛ على(ع)درحال‏نماز از خود بيگانه بود نه از خد؛ به عبارت ديگر، آنچه با روح‏عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى‏است و توجه به آنچه در مسير رضاى خدا است كاملا با روح عبادت‏سازگار است. معناى غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان‏بى اختيار احساس خود را از دست‏بدهد، بلكه با اراده خويش توجه‏خدا را از آنچه در راه خدا و براى خدا نيست‏بر مى‏گيرد.

پاسخ ديگر اين است كه حالات حضرت به حسب نافله و نماز واجب‏فرق مى‏كرد. در نماز واجب استغراق و حضور و خشوع چنان بود كه ازهمه چيز جز عظمت الهى غافل مى‏شد: اما در نماز نافله پروازروحى‏اش اين اوج و معراج را در همه حالات آن نداشته است؛ و ممكن‏است‏حضرت در حال نماز نافله صدقه به سائل بخشيده است.

شان نزول و كيفيت نقل آن نيز بر درستى اين مساله گواهى‏مى‏دهد؛ زيرا نمازهاى واجب به امامت رسول گرامى اسلام خوانده‏مى‏شد و اين مجال براى سائل پديد نمى‏آمد كه تقاضايش را در حال‏نماز مطرح كند.

سومين پاسخ كه مطلب را بيشتر روشن مى‏كند در مطالعه و مشاهده‏حالات اولياى الهى نهفته است. آنان در سير و سلوك روحى و ميقات‏الهى خويش گاه چنان بى تاب و محو جمال ربوبى مى‏شدند كه از همه‏آنچه در اطرافشان مى‏گذشت غافل بودند.

بى خود از شعشه پرتو ذاتم كردند باده از جام تجلى صفاتم دادند برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد

در حالات حضرت يعقوب پيامبر آمده است: از او پرسيدند: چگونه‏از پيراهن يوسف جايگاهش را تشخيص دادى اما در چاه كنعان او رانديدى؟!

يكى پرسيد زان گم گشته فرزند كه‏اى روشن ضمير پير خردمند ز مصرش بوى پيراهن شنيدى ولى در چاه كنعانش نديدى

در جواب گفت: جذبه‏ها و حالات مختلف است و بر اين اساس، تجليات‏و درخشش‏ها نيز متفاوت.

بگفت احوال ما برق جهان است گهى پيدا گهى در زير خاك است.

از پيامبر گرامى اسلام نقل شده است كه فرمود: «لى مع‏الله وقت‏لا يسعها ملك مقرب و لا نبى مرسل.»

مرا حالاتى است كه هيچ فرشته مقرب الهى و پيامبر مرسلى به آن‏نرسد.

براين اساس، مى‏توان گفت: آن زمان كه تير از پاى مبارك‏على(ع)بيرون آورده مى‏شد و حضرت هيچ التفاتى به آن نداشت، به‏اوج اين پرواز و قله متعالى فناى فى‏الله مربوط است. اما زمانى‏كه به سائل توجه مى‏كند، در حالى است كه اين پرواز و معراج روحى‏در آن اوج نيست.

البته دست ما خاكيان از سفر روحانى و درك شيوه و توجه تام‏حضرت به بارى تعالى كوتاه است و آن بزرگواران چنان است كه خودفرمود: «لا يرقى الى الطير» هيچ تيز پروازى بر ستيغ و بلنداى‏دانش و معنويت من دست نمى‏يابد.

مبالغه در قيمت انگشتر

انفاق انگشتر به وسيله امير مومنان(ع)با حقايق تاريخى كه‏در منابع اسلامى فريقين وارد شده است. اثبات مى‏شود. البته دراين ميان پيرايه‏هايى است كه بايد آن را از واقعيت اين رخدادجدا ساخت. از آن جمله مبالغه‏هايى است كه در قيمت انگشتر شده‏است. گروهى بهاى آن را معادل خراج و ماليات شام ذكر كرده‏اند.

اين قيمت‏به دلايل زير نمى‏تواند اساس درستى داشته باشد.

1- مستند اين تخمين ضعيف است و در روايات معتبر و صحيحى كه‏در شان نزول ذكر شده، اثرى از آن ديده نمى‏شود.

2- مطالعه در حالات و زندگى حضرت بيانگر آن است كه حضرت ازاموال نفيس و گرانبها استفاده نمى‏كرد. آنچه در روايات مورداتفاق و معتبر آمده اين است كه «و كان يتختم بها» ؛ حضرت‏همواره از اين انگشتر استفاده مى‏كرد. بى ترديد اگر انگشتر ازنظر ارزش در سطح بالايى بود، حضرت به صورت مستمر از آن استفاده‏نمى‏كرد آن‏هم با موقعيت طاقت فرساى مسلمين در مدينه. اين سخنان‏در قيمت انگشتر در ملاك ارزش بودن جاذبه‏هاى مادى ريشه دارد.

آنچه در اين فضليت، شخصيت امام على(ع)را آشكار مى‏سازد، اخلاص وايثار در راه خداست نه ارزش مادى انگشتر. اين روح عبوديت است‏كه كار نيك را به سوى خدا رهنمون مى‏كند و موجب نزول آيات حق‏مى‏گردد.

دراين زمينه، آيات ديگرى نيز مورد استناد امام هادى(ع)قرارگرفته است كه به ضميمه محورهاى چهارگانه ديگر در آينده پى‏خواهيم گرفت. بدان اميد كه همچنان از كوثر «غدير ولايت‏» سيراب‏و شاداب بوده، ولايت علوى روشنى بخش دل و جانمان باشد.


به بهانه بازگشایی مدارس

آیات و روایات متناسب :
 
روز بازگشايي مدارس
 
پيامبرصلي الله عليه وآله :
مَن كانَ في طَلَبِ العِلمِ كانَتِ الجَنَّةُ في طَلَبِهِ
هر كس در پي آموختن دانش باشد ، بهشت در پي او است
ميزان الحكمه ، ح 13784 .
 
 
پيامبرصلي الله عليه وآله :
طالِبُ العِلمِ ، مَحفُوفٌ بِعِنايَةِ اللَّهِ
جوينده دانش ، در پناه عنايت خداوند است
عوالي اللآلي ، ج 1 ، ص 292 .
 
 
پيامبرصلي الله عليه وآله :
مَنِ انتَقَلَ لِيَتَعَلَّمَ عِلماً غُفِرَ لَهُ قَبلَ أن يَخطُوَ
آن كه در پي آموختن دانش به راه افتد ، پيش از آن‏كه گام بردارد ، آمرزيده مي‏شود
الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 582 .
 
 
امام علي‏عليه السلام :
لِطالِبِ العِلمِ عِزُّ الدُّنيا و فَوزُ الآخِرَةِ
جوينده دانش را ، عزّت دنيا و رستگاري آخرت است
غرر الحكم و درر العلم ، ح 7349 .
 
 
امام باقرعليه السلام :
إنَّ جَميِعَ دَوابِّ الأرضِ لَتُصَلِّي عَلي طالِبِ العِلمِ حَتَّي الحِيتانِ في البَحرِ
همه جنبندگان زمين ، حتّي ماهيان دريا ، بر جوينده دانش درود مي‏فرستند
بصائر الدّرجات ، ج 4 ، ص 24 .
 
 
امام صادق‏عليه السلام :
إنَّ المَلائكَةَ لَتَضَعُ أجنِحَتَها لِطالِبِ العِلمِ رِضيً بِهِ
فرشتگان ، با خشنودي ، بال‏هايشان را براي جوينده علم مي‏گسترند

گرامیداشت هفته دفاع مقدس

دفاع مقدس در کلام رهبری

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ای از برجسته ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است. در این مجموعه تابناک، درخشنده ترین و نفیس ترین نگین گرانبها یاد و خاطره شهیدان است. آنها جوانان و جوانمردان رشید و پاک سرشتی بودند که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند. هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران ها بداند.

دفاع مقدس و غرور ملی

هشت سال دفاع جانانه ملت در برابر تجاوز وحشیانه دشمن منشأ غرور ملی پایان ناپذیری برای مردم سلحشور ایران گردید و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود. رشادت های جوانان برومند، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت.

دفاع مقدس و ولایت پذیری

این روزها هنگامی که یادی از دفاع مقدس می شود، دنیایی از شرف و حماسه ملتی نجیب و آزاده در اذهان تداعی می شود که عطر معنویت و صفای خاصی به ما ارزانی می دارد. ملتی که با پرورش رزمندگانی حماسه آفرین مفهوم روشن «تعبد در برابر ولایت» را به نمایش گذاشتند و با انگیزه «ادای تکلیف» در پی «مرجع و رهبر» خود سر از پا نشناخته، به جبهه های حق علیه باطل شتافتند و طلوع عشقی بی بدیل را ترسیم کردند و به پیروزی بزرگی که حفاظت از وجب به وجب سرزمین اسلامی و صیانت از مکتب و عقیده بود دست یازیدند.

پیام دفاع مقدس

هفته دفاع مقدس یادآور خون های مقدسی است که در پای شجره طوبای انقلاب اسلامی ریخته شد. فرزندان جبهه و شهادت اطاعت را عبادت می بینند. وارثان دفاع مقدس عزت جهاد را با ذلت در خانه نشستن عوض نمی کنند. ایستادگی آنها نشستگان تاریخ را به قیام وا می دارد و این پیام بزرگ دفاع مقدس است.

سال های عشق و عطش

خدایا، آن سال ها رفتند؛ سال های زلال مهربانی؛ سال های سجود و صعود؛ سال های اوج شهادت و شجاعت مادران شهید؛ سال های سنگرهای سوز و گداز؛ سال های خوش «دوکوهه»؛ سال های بی قراری و انتظار. دریغا که سال های عشق و عطش گذشت!

دفاع مقدس و انگیزه ما

مردم ایران با برخورداری از رهبری توانا و آگاه، هوشمندانه و با انگیزه های دینی و ملی در مقابل دشمن متجاوز به پاخاست و صحنه های زیبایی از وفاق ملی را به نمایش گذاشت. انگیزه حضور مردم ما دینی، عقیدتی و ملی بود. دفاع ما نبردی صددرصد شرافتمندانه بود و به همین دلیل حاضر نشدیم مقررات انسانی و اسلامی را در این جنگ زیر پا بگذاریم.

جبهه، مدرسه ی عشق

چهره ای شاد و نورانی داشت. خوب که نگاهش می کردی می توانستی آثار خستگی را در صورتش ببینی. ولی چشمانش تو را بیشتر مجذوب خود می کرد. لباس خاکی، ساده و تمیزی بر تن داشت. هفده ساله نشان می داد. لاغر و باریک اندام بود و در چهره اش مظلومیتی غریب موج می زد. اصلاً به او نمی آمد که مرد جنگ و جبهه باشد؛ اما نگاهش می گفت: «جبهه بزرگ و کوچک نمی شناسد، عشق می شناسد».

به او می گویم: «چرا به مدرسه نرفتی؟». با اخم نگاهم می کند و جواب می دهد: «جبهه خود مدرسه است؛ آن هم مدرسه عشق و ایثار؛ مدرسه ای که انسان کامل پرورش می دهد». بعد لبخندی می زند. لبخندش سراسر معنا بود. سال ها بعد مادرش عکسش را نشانم داد و گفت: در کربلای پنج کربلایی شد...

دلتنگ روزهای خدایی

دلم برای جبهه تنگ شده؛ روزهایی که خدا نزدیک بود؛ آن روزها که صدای توپ و تفنگ در هم پیچیده بود و نوای یا زهرا و یا حسین شهر را پر کرده بود. دلم برای غروب های شلمچه، موج های خروشان اروند، دوکوهه و حسینیه حاج همت تنگ شده. دلم هوای نماز مسجد جامع خرمشهر کرده. کاش دوباره در زمین صبحگاهی می نشستیم پای دعای «عهد» بچه ها. دلم هوای ایستگاه صلواتی با آن چای همیشه جوش خورده اش کرده. دلم برای همه چیز جبهه و جنگ تنگ شده. از شهر و حصارهای بلندش خسته ام. خدایا دلم تنگ روزهای خدایی است...

پشت هیاهوی شهر

پشت هیاهوی شهر، پشت این حجم سیاه بی اعتنایی، پشت این تراکم خودبینی و خودخواهی، پشت این تزویرها و تظاهرها، سنگرهایی بود پر از سجاده های سبز و فرصت های آبی با فرشهایی از آسمان؛ هوایی آکنده از اخلاق و صمیمیت؛ خلوت هایی که پوشیده از آفتاب بود و سرشار از خدا و عشق؛ لبریز از آینه بود و آرامش؛ وقت هایی که می شد زانو به زانوی عشق نشست و با خدا صحبت کرد. ماه ها و سال هایی که دور از خود می توانستی با سر انگشتان دعا حیات را لمس کنی، با تمام دلت در فضای شفاف گل ها بنشینی، شیرینی پرواز را بنوشی و حضور خدا را ادراک کنی. آه آن روزها و آن سال های خوب کجاست؟! شب هایی که همگی شب قدر بود...

زنان و دفاع مقدس

زنان ایرانی با انقلاب اسلامی و جنگ حیاتی دوباره یافتند. زنان ایرانی همان مادران، همسران و خواهران کسانی بودند که در صف مقدم جبهه از عقیده و ناموس و سرزمین خویش دفاع می کردند. زنان شجاع ایران اسلامی حماسه آفرینان عرصه های پشتیبانی و امداد جبهه های جنگ و جهاد بودند که نقش خویش را در نهایت تعهد، ایثار و تلاش ایفا کردند و در این میدان سخت و طاقت فرسا نیز موفق و سربلند به در آمدند و افتخاری بر افتخارات خویش افزودند که به جز زنان صدر اسلام نمی توان نمونه ای برای آن نشان داد. حضور در خط مقدم جبهه و جنگ، پرستاری و مداوای مجروحان جنگی، تهیه وسایل رفاهی برای مردان جنگ، و حضور فرهنگی در شهرها از مهم ترین فعالیت های زنان در طول دفاع مقدس بوده است. زنان حماسه های بزرگ آفریدند و دیدگان تاریخ را در بهتی عجیب فرو بردند.

دفاع مقدس و هنر

همواره دفاع ملت ها از سرزمین های خویش الهام بخش هنرمندان متعهد و مسئول بوده است. با نگاهی کوتاه به عرصه های مختلف هنری ـ ادبیات، سینما، نقاشی، موسیقی و غیره ـ می توان دریافت که بهترین و برترین آثار متعلق به جنگ های دفاعی و مقدس است. بر این اساس دفاع مقدس ما نیز منبع سرشار و پایان ناپذیری برای خلق آثار هنری برتر و متعهد است. اگر بخواهیم صحنه های به یاد ماندنی جنگ و دفاع مقدس برای تمام نسل ها و عصرها ماندگار بماند باید آن رشادت ها، شهادت ها و جانبازی ها را در قالب های مختلف هنری درآوریم. نسل های بعد باید بدانند که برای حفظ این سرزمین چه عزیزانی جان و مال خویش را در طبق اخلاص نهاده اند و این مهم میسّر نمی شود مگر اینکه درباره جنگ فیلم های برتر، شعرهای پرمحتوا، داستان های پرشور و نقاشی های پرجاذبه ساخته و پرداخته شود.

دفاع مقدس و استقلال نظامی

ایران قبل از انقلاب اسلامی کشوری بود که در تمام مسائل نظامی وابسته به آمریکا و غرب بود. حضور مستشاران نظامی آمریکا در تمام سطوح نیروهای مسلح آشکار بود. اما با وقوع انقلاب اسلامی و اخراج مستشاران نظامی و شروع جنگ تحمیلی، نیروهای نظامی، خود ارکان ارتش و صنایع نظامی را در اختیار گرفتند. نیازهای مختلف جنگ و تحریم شدید تسلیحاتی باعث شد در صنایع نظامی نوآوری های مختلفی بروز کند. این روند بعد از جنگ نیز ادامه یافت. ساخت موشک ها و تانک های پیشرفته و ناوهای کوچک و بزرگ از دستاوردهای مهم صنایع نظامی در طول دوران دفاع مقدس می باشد.

خاطره ای از آن روزه

تازه جنگ شروع شده بود. خبرهای سخت و دردناکی از جبهه های جنوب و غرب می رسید. بی دردان مرفه فرار را بر قرار ترجیح می دادند و بار سفر به سوی بهشت خیالی غرب می بستند. پابرهنه گانِ همیشه استوار با کم ترین سلاح و تجهیزاتی در مقابل دشمنِ تا بن دندان مسلح ایستادگی می کردند. آن روز وقتی از مدرسه به خانه آمدم دیدم مادر لباس های سبز پدر را آماده می کند. خواهر کوچکم سعی می کرد پوتین های پدر را تمیز کند. بوی عطر پدر فضای خانه را خوشبو کرده بود. پدر در لباس رزم چه استوار و راست قامت می نمود. او می رفت، مادر آهسته گریه می کرد، خواهرم از پدر سوغاتی می خواست و من به تماشای قدم های استوار او ایستاده بودم. او رفت و از جبهه برایمان سوغات شهادت آورد.

جوانان و دفاع مقدس

بسیاری از نیروهای حاضر در جبهه ها جوانان بودند. جوانان در قالب نیروهای بسیج حضوری چشم گیر در دفاع مقدس داشته اند. این جوانان از سر کلاس درس و دانشگاه یا کارخانه و مزرعه و اداره برای دفاع از آرمان و سرزمین خود به جبهه ها آمده بودند. جوانان ایران اسلامی با خلق رشادت های فراوان نشان دادند که بهترین جوانان جهانند. الگوی این جوانان، جوانان کربلا بود. ملتی که چنین جوانانی دارد به جاست که بر خود ببالد و به داشتن چنین جوانانی افتخار کند.

در سوگ شهادت شهیدان

رفتند     عاشقان     خدا  از  دیار  ما

از حد خود گذشت غم بی شمار ما

دل هایمان به همره این کاروان برفت

در      ره   بماند  دیده    امیدوار  ما

یک عده یافتند مقصد و مقصود خویش

واحسرتا    به   سر نرسید انتظار ما

عمری   پی  وصال   دویدیم  و عاقبت

اندر   فراق   سوخت   دل  داغدار ما

یاران ز  قید و بند   علایق رها   شدند

ماندیم    و خاطرات   کهن در کنار ما

افسوس روزگار شهادت  به سر رسید

سوز   و گداز و  آه و فغان شد نثار ما

دیگر   تمام    قافله ها   کوچ کرده اند

برجای   مانده  است  تن زخمدار  ما

تبریک پیشاپیش ولادت حضرت علی علیه السلام

 

 

ولادت و حسب و نسب

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل بطرز عجيب و بي سابقه ‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند.

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

يا اهل بيت المصطفى النبى‏ 
خصصتم بالولد الزكى‏ 
ان اسمه من شامخ العلى‏ 
على اشتق من العلى

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: 
انا الذى سمتنى امى حيدرة 
ضرغام اجام و ليث قسورة

على عليه السلام هنگام بعثت

سبقتكم الى الاسلام طفلا صغيرا ما بلغت اوان حلمى

 

پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از دوران جوانى غالبا از اجتماع پليد آنروز كناره گرفته و بطور انفراد بتفكر و عبادت مشغول بود و در نظام خلقت و قوانين كلى طبيعت و اسرار وجود مطالعه ميكرد،چون به چهل سالگى رسيد در كوه حرا كه محل عبادت و انزواى او بود پرتوى از شعاع ابديت ضمير او را روشن ساخته و از كمون خلقت و اسرار آفرينش دريچه‏اى بر خاطر او گشوده گرديد،زبانش بافشاى حقيقت گويا گشت و براى ارشاد و هدايت مردم مأمور شد.محمد صلى الله عليه و آله و سلم از آنچه ميديد بوى حقيقت ميشنيد و هر جا بود جستجوى حقيقت ميكرد،در دل خروشى داشت و در عين حال زبان بخاموشى كشيده بود ولى سيماى ملكوتيش گوياى اين مطلب بود كه:

در اندرون من خسته دل ندانم چيست‏
كه من خموشم و او در فغان و در غوغا است

مگر گاهى راز خود بخديجه ميگفت و از غير او پنهان داشت خديجه نيز وى را دلدارى ميداد و يارى ميكرد.چندى كه بدين منوال گذشت روزى در كوه‏حرا آوازى شنيد كه (اى محمد بخوان) !

چه بخوانم؟گفته شد:

اقرا باسم ربك الذى خلق،خلق الانسان من علق،اقرا و ربك الاكرم،الذى علم بالقلم،علم الانسان ما لم يعلم...

اما انتشار چنين دعوتى بآسانى ممكن نبود زيرا اين دعوت با تمام مبانى اعتقادى قوم عرب و ساير ملل مخالف بوده و تمام مقدسات اجتماعى و دينى و فكرى مردم دنيا مخصوصا نژاد عرب را تحقير مينمود لذا از دور و نزديك هر كسى شنيد پرچم مخالفت بر افراشت حتى اقرباء و نزديكان او نيز در مقام طعن و استهزاء در آمدند.در تمام اين مدت كه حيرت و جذبه الهى سراپاى وجود مبارك آنحضرت را فرا گرفته و بشكرانه اين موهبت عظمى بدرگاه ايزد متعال سپاسگزارى و ستايش مينمود چشمان درشت و زيباى على عليه السلام او را نظاره ميكرد و از همان لحظه اول كه از بعثت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم آگاه گرديد با اينكه ده ساله بود با سلام گرويده و مطيع پيغمبر شد و اولين كسى است از مردان كه به آنحضرت گرويده است و اين مطلب مورد تصديق تمام مورخين و محدثين اهل سنت ميباشد چنانكه محب الدين طبرى در ذخائر العقبى از قول عمر مى‏نويسد كه گفت:

كنت انا و ابو عبيدة و ابوبكر و جماعة اذ ضرب رسول الله (ص) منكب على بن ابيطالب فقال يا على انت اول المؤمنين ايمانا و انت اول المسلمين اسلاما و انت منى بمنزلة هارون من موسى. 

من با ابو عبيدة و ابوبكر و گروهى ديگر بودم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بشانه على بن ابيطالب زد و فرمود يا على تو از مؤمنين،اولين كسى هستى كه ايمان آوردى و تو از مسلمين اولين كسى هستى كه اسلام اختيار كردى و مقام و نسبت تو بمن مانند مقام و منزلت هارون است بموسى.

جايگاه على در قرآن در رابطه با پيامبر (ص)

در سال نهم پس از هجرت پيامبر،گروهى به نمايندگى از نصاراى نجران يمن به مدينه آمدند تا راجع به اسلام از پيامبر (ص) سؤالهايى بكنند و با او درباره دين به احتجاج پردازند .و ميان آنان با پيامبر بحث و گفتگويى شد كه پيامبر در اين گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت به حضرت مسيح و تعليمات او بيان كرد.و ليكن آنان در موضع منفى خود نسبت به تعليمات اسلامى پافشارى كردند.آن گاه وحى نازل شد و پيامبر را مأمور به مباهله با آنان ساخت .مباهله نفرين كردن دو گروه متخاصم است تا بدان وسيله خداوند بر آن كه باطل است عذابش را نازل كند:?هر كس پس از روشن شدن جريان با تو مجادله كند.بگو بياييد فرزندان و زنان و نزديكان خود را گرد آوريم،لابه و زارى كنيم و لعنت خدا را نثار دروغگويان گردانيم? (1) .

پيامبر (ص) به دليل مأموريتى كه داشت دچار زحمت شد و آن گروه مسيحى را به مباهله دعوت كرد.نيشابورى در تفسير:غرائب القرآن و عجائب الفرقان خود،مطلب زير را نقل كرده است:?پيامبر به آنان فرمود:خداوند مرا مأمور كرده است كه اگر پذيراى برهان نشديد با شما مباهله كنم،گفتند اى ابو القاسم!ما باز مى‏گرديم و درباره كار خود با هم مشورت مى‏كنيم،آن گاه به نزد تو مى‏آييم.و چون بازگشتند به شخص دوم هيأت نمايندگى كه مردى كاردان و با تدبير بود گفتند:اى عبد المسيح!نظر تو چيست؟اوگفت:به خدا قسم اى جمعيت نصارا شما دانستيد كه محمد پيامبرى است فرستاده از جانب خدا.و براستى سخن قاطع را درباره صاحبتان مسيح براى شما بيان كرد.و به خدا سوگند،هرگز قومى با پيامبرى مباهله نكرد مگر آن كه بزرگ و كوچك آنان از ميان رفتند.و شما اگر اين كار را بكنيد بيچاره مى‏شويد!اگر خوش نداريد،در موضع خود بايستيد و بر دين خود پافشارى ورزيد و اين مرد را به حال خود واگذاريد و به شهرهاى خود باز گرديد.

هيأت نمايندگى مسيحيان به حضور پيامبر (ص) آمد،ديدند او براى مباهله بيرون آمده است در حالى كه عبايى از موى سياه بر دوش داشت؛حسين (ع) در آغوش آن حضرت بود و دست حسن (ع) را در دست داشت و فاطمه (ع) در پى او حركت مى‏كرد،على (ع) نيز پشت سر فاطمه حركت مى‏كرد،و پيامبر (ص) به آنها مى‏گفت هر وقت من دعا كردم شما آمين بگوييد.اسقف نجران رو به همراهان كرد و گفت:اى گروه نصارا!من چهره‏هايى را مى‏بينم كه اگر دست به دعا بردارند و از خداوند بخواهند كه كوه را از جا بكند،فورا خواهد كند!پس با او مباهله مكنيد كه هلاك مى‏شويد و بر روى زمين تا روز قيامت يك مسيحى باقى نخواهد ماند.سپس،رو به پيامبر كردند و گفتند:اى ابو القاسم!تصميم ما اين است كه با تو مباهله نكنيم...?

طبرى در تفسير خود از چندين طريق نقل كرده است كه پيامبر خدا (ص) على،فاطمه،حسن و حسين را در داستان مباهله به همراه خود آورده بود

و در صحيح مسلم از سعد بن ابى وقاص روايت شده است كه چون اين آيه نازل شد:?بياييد فرزندان و...خود را گرد آوريم?پيامبر خدا (ص) على،فاطمه،حسن و حسين را طلبيد و گفت:بارلها اينان اهل بيت منند?  .خداوند پيامبرش را مأمور كرده بود تا به هيأت نمايندگى نجران بگويد:?بيائيد فرزندان،زنان و نزديكان خود را گرد آوريم...?براى اطاعت اين فرمان پيامبر حسنين را حاضر كرد كه پسران دختر او و در حقيقت فرزندان او بودند؛فاطمه را به حضور خواست كه او برجسته‏ترين زنان از اهل بيت رسول بود.و ليكن چرا به همراه آنان على را آورده بود كه نه از پسران پيامبر است و نه از زنان او؟

براى على در آيه مباركه جايى نيست،مگر اين كه داخل در فرموده خداى متعال?انفسنا?باشد .براستى كه بردن على دليل بر اين است كه پيامبر خدا او را به منزله خود به حساب مى‏آورد و اگر پيامبر خدا او را چنين به حساب مى‏آورد پس،در حقيقت او را در ميان همه مسلمانان ممتاز دانسته است.پيامبر خدا در موارد مختلفى صريحا مى‏فرمود:على از من است و من از اويم.و حبشى بن جناده روايت كرده است كه او خود از پيامبر خدا شنيد كه مى‏فرمود:?على از من است و من از او و كسى از جانب من كارى را انجام نمى‏دهد بجز على.?

اميرالمؤمنين على عليه السلام در يك نگاه

كنيه على (ع)

آن حضرت را به دو كنيه ابو الحسن و ابو الحسين ناميده‏اند.امام حسن (ع) در حيات پيامبر پدرش را با كنيه ابو الحسين و امام حسين (ع) او را با كنيه ابو الحسن مى‏خوانده‏اند.پيامبر نيز وى را با هر دوى كنيه‏ها خطاب مى‏كرده است.چون پيامبر وفات يافت على (ع) را به اين دو كنيه صدا مى‏كردند.يكى ديگر از كنيه‏هاى على (ع) ،ابو تراب است كه آن را پيامبر برگزيده و بر وى اطلاق كرده بود.

در استيعاب نقل شده است:?به سهل بن سعد گفته شد:حاكم مدينه مى‏خواهد تو را وادارد تا بر فراز منبر،على را دشنام گويى.سهل پرسيد:چه بگويم؟گفت:بايد على را با كنيه ابو تراب خطاب كنى.سهل پاسخ داد:به خدا سوگند جز پيامبر كسى على را بدين كنيت،نامگذارى نكرده است. پرسيد:چگونه‏اى ابو العباس؟جواب داد:على (ع) نزد فاطمه رفت و آن‏گاه بيرون آمد و در حياط مسجد دراز كشيد و به خواب رفت.پس از او،پيغمبر (ص) پيش فاطمه آمد و از او پرسيد:پسر عمويت كجاست؟فاطمه گفت:اينك او در مسجد آرميده است.پيامبر به صحن مسجد آمد و على را ديد كه ردايش بر پشت مباركش افتاده و پشتش خاك آلود شده است.پيامبر با دست‏شروع به پاك كردن خاك از پشت على كرد و فرمود:بنشين اى ابو تراب!به خدا سوگند جز پيامبر كسى او را بدين نام،نخوانده است.و قسم به خدا در نظر من هيچ اسمى از اين نام دوست داشتنى‏تر نيست.?

نسايى در خصايص از عمار بن ياسر نقل كرده است كه گفت:?من و على بن ابيطالب (ع) در غزوه عشيره از قبيله ينبع با يكديگر بوديم.تا آنجا كه عمار گفت:سپس خواب هر دوى ما را فرا گرفت، من و على به راه افتاديم تا آنكه در زير سايه نخلها و روى زمين خاكى و بى گياه آرميديم.سوگند به خدا كه جز پيامبر كسى ما را از خواب بيدار نكرد.او با پايش ما را تكان مى‏داد و ما به خاطر آنكه روى زمينى خاكى دراز كشيده بوديم،به خاك آلوده شديم.در آن روز بود كه پيغمبر (ص) به على (ع) فرمود.تو را چه مى‏شود اى ابو تراب؟چرا كه پيامبر آثار خاك را بر على (ع) مشاهده كرده بود.?

البته ممكن است كه اين واقعه چند بار اتفاق افتاده باشد.در روايتى ديگر آمده است:چون پيامبر على را در سجده ديد در حالى كه خاك بر چهره‏اش نشسته و يا آنكه گونه‏اش خاك آلود بوده به او فرمود:?ابو تراب!چنين كن‏?.

همچنين گفته شده است پيامبر با چنين كنيه‏اى،على (ع) را خطاب كرد.چرا كه گفت:اى على! نخستين كسى كه خاك را از سرش مى‏تكاند تويى.

على (ع) ،اين كنيه را از ديگر كنيه‏ها بيشتر خوش مى‏داشت.زيرا پيامبر وى را با همين كنيه خطاب مى‏كرد.دشمنان آن حضرت مانند بنى اميه و ديگران،بر آن حضرت به جز اين كنيه نام ديگرى اطلاق نمى‏كردند.آنان مى‏خواستند با گفتن ابو تراب،آن حضرت را تحقير و سرزنش كنند و حال آنكه افتخار على (ع) به همين كنيه بود.دشمنان على،به سخنگويان دستور داده بودند تا با ذكر كنيه ابو تراب بر فراز منابر،آن حضرت را مورد سرزنش قرار دهند و اين كنيه را براى او عيب و نقصى قلمداد نمايند.چنان كه حسن بصرى گفته است،گويا كه ايشان با استفاده از اين عمل،لباسى پر زيب و آرايه بر تن آن حضرت مى‏پوشاندند.چنان كه جز نام ترابى و ترابيه بر پيروان امير المؤمنين (ع) اطلاق نمى‏كردند.بدان گونه كه اين نام،تنها بر شيعيان على (ع) اختصاص يافت.

كميت مى‏گويد:

گفتند رغبت و دين او ترابى است من نيز به همين وسيله در بين آنان ادعا كنم و به اين لقب مفتخر مى‏شوم.

هنگامى كه كثير غرة گفت:جلوه آل ابو سفيان در دين روز طف و جلوه بنى مروان در كرم و بزرگوارى روز عقر بود،يزيد بن عبد الملك به او گفت:نفرين خدا بر تو باد!آيا ترابى و عصبيت؟!در اين باره مؤلف در قصيده‏اى سروده است:

به نام دو فرزندت،مكنى شدى و نسل رسول خدا در اين دو فرزند به جاى ماند پيامبر تو را بو تراب خواند دشمنان آن را بر تو عيب مى‏شمردند و حال آنكه براى تو اين كنيه افتخارى بود

لقب على (ع)

ابن صباغ در كتاب فصول المهمه مى‏نويسد:لقب على (ع) ،مرتضى،حيدر،امير المؤمنين و انزع (و يا اصلع) (كسى كه اندكى از موى جلوى سرش ريخته باشد.) و بطين (كسى كه شكمش بزرگ است.) و وصى بود.آن حضرت به لقب اخير خود در نزد دوستان و دشمنانش شهره بود.در روز جنگ جمل جوانى از قبيله بنى ضبه از سپاه عايشه بيرون آمد و گفت:

ما قبيله بنى ضبه دشمنان على هستيم كه قبلا معروف به وصى بود على كه در عهد پيامبر شهسوار جنگها بود من نيز نسبت‏به تشخيص برترى على نابينا و كور نيستم اما من به خونخواهى عثمان پرهيزگار آمده‏ام زيرا ولى،خون ولى را طلب مى‏كند

و مردى از قبيله ازد در روز جمل چنين سرود:

اين على است و وصيى است كه پيامبر در روز نجوة با او پيمان برادرى بست و فرمود او پس از من راهبر است و اين گفته را افراد آگاه در خاطر سپرده‏اند و اشقيا آن را فراموش كرده‏اند

زحر بن قيس جعفى در روز جمل گفت:

آيا بايد با شما جنگ كرد تا اقرار كنيد كه على در بين تمام قريش پس از پيامبر برترين كس است؟!

او كسى است كه خداوند وى را زينت داده و او را ولى ناميده است و دوست،پشتيبان و نگهدار دوست است،همچنان كه گمراه پيرو فرمان گمراهى ديگر است

زحر بن قيس نيز بار ديگر چنين سروده است:

پس درود فرستاد خداوند بر احمد (محمد (ص) )

فرستاده خداوند و تمام كننده نعمتها فرستاده پيام‏آورى و پس از او خليفه ما كسى كه ايستاده و كمك شده است منظور من على وصى پيامبر است كه سركشان قبايل با او در جنگ و ستيزند

اين زحر در جنگ جمل و صفين با على (ع) همراه بود.همچنان كه شبعث‏بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن ضبابى در جنگ صفين در ركاب آن حضرت بودند.اما بعدا با حسين (ع) در كربلا به جنگ برخاستند و فرجام شومى را براى خود برجاى گذاشتند.

كميت مى‏گويد:

كثير نيز مى‏گويد:وصى و پسر عموى محمد مصطفى و آزاد كننده گردنها و ادا كننده دين‏ها

همچنين آن حضرت به نام پادشاه مؤمنين و پادشاه دين(يعسوب المؤمنين و يعسوب الدين)نيز ملقب بوده است.

روايت كرده‏اند كه پيامبر به على (ع) فرمود:تو پادشاه دينى و مال پادشاه ظلمت و تاريكى است.

در روايت ديگرى آمده است:اين (على) پادشاه مؤمنان و پيشواى كسانى است كه در روز قيامت‏با چهره‏هايى نورانى در حجله‏ها نشسته‏اند.

ابن حنبل در مسند و قاضى ابو نعيم در حلية الاوليا اين دو روايت را نقل كرده‏اند.در تاج العروس معناى لغوى يعسوب ذكر شده و آمده است (ملكه كندوى زنبور عسل).على (ع) فرمود:من پادشاه مؤمنانم و مال پادشاه كافران است.يعنى مؤمنان به من پناه آورند و كافران از مال و ثروت پناه مى‏جويند.چنان كه زنبور به ملكه خود پناه مى‏برد و آن ملكه بر همه زنبوران مقام تقدم و سيادت دارد.

دربان على (ع)

در كتاب فصول المهمة ذكر شده كه دربان آن حضرت،سلمان فارسى (رض) بوده است.

شاعر على (ع)

همچنين در فصول المهمه گفته شده كه شاعر آن حضرت،حسان بن ثابت‏بوده است.در اينجا اضافه مى‏كنم كه شاعر آن حضرت در جنگ صفين،نجاشى و اعور شنى و كسان ديگرى غير از اين دو تن بوده‏اند.

نقش انگشتر على (ع)

سبط بن جوزى در كتاب تذكرة الخواص نوشته است:نقش انگشترى آن حضرت عبارت‏?خداوند فرمانروا،على بنده اوست‏? (الله الملك على عبده) بوده است.همچنين وى مى‏نويسد:آن حضرت انگشترى را در انگشتان دست راست‏خود مى‏كرده است و حسن و حسين (ع) نيز چنين مى‏كرده‏اند.

ابو الحسن على بن زيد بيهقى معروف به فريد خراسان در كتاب خود موسوم به صوان الحكمه كه به نام تاريخ حكماى اسلام مشهور است در ذيل شرح زندگانى يحيى نحوى ديلمى ملقب به بطريق،چنين مى‏گويد:? يحيى فيلسوف و ترساكيش بود و عامل امير المؤمنين (ع) در نظر داشت تا وى را از فارس بيرون براند.يحيى نيز ماجراى خود را براى على (ع) نگاشت و از آن حضرت درخواست امان كرد.محمد بن حنفيه،به فرمان على (ع) امان نامه‏اى براى يحيى نوشت كه من آن امان نامه را در دست‏حكيم ابو الفتوح مستوفى نصرانى طوسى مشاهده كردم.توقيع على (ع) با خط خود آن حضرت و با عبارت ?الله الملك و على عبده‏? (خداوند فرمانروا و على بنده اوست.) در پاى اين مكتوب موجود بود.سبط بن جوزى اين عبارت را به عنوان نقش انگشترى آن حضرت دانسته ولى مطابق با نقل بيهقى اين توقيع به دست‏حضرت نوشته شده است و بعيد نيست كه گفته بيهقى متين‏تر باشد.?

همچنين احتمال دارد كه آن حضرت نامه‏ها را چنين امضا مى‏كرده و سپس همان عبارت را بر نگين انگشترى نقش زده است.ابن صباغ در كتاب فصول المهمه فى معرفة الائمه گويد:?اسندت ظهرى الى الله‏? (پشت من به خداوند متكى است) نقش نگين آن حضرت بوده است.عده‏اى ديگر نقش نگين آن حضرت را?حسبى الله‏?ذكر كرده‏اند.كفعمى نيز در مصباح گويد:نقش نگين انگشترى آن حضرت‏?الملك لله الواحد القهار?بوده است.البته بعيد نيست كه آن حضرت داراى چند انگشترى با نقوش متعدد بوده است.

ولادت امام محمد تقی (ع)

ولادت امام محمد تقی (ع)

ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. امام در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمدند.

امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. اما جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.

پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود، ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.

امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.

امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

 

  نياز مؤمن به سه چيز
«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:
مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

 

استوار كن، آشكار كن!
«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.

 

  قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى
«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:
افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.

 

تأخير در توبه
«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:
(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»


  نامه امام جواد به دوستش
«كَتَبَ إِلى بَعْضِ أَوْلِيائِهِ: أَمّا هذِهِ الدُّنْيا فَإِنّا فيها مُغْتَرَفُونَ وَ لكِنْ مَنْ كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ وَ دانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كانَ وَ الاْخِرَةُ هِىَ دارُ الْقَرارِ.»:
امام جواد (عليه السلام) به يكى از دوستانش نوشت: امّا در اين دنيا ما زير فرمان ديگرانيم، ولى هر كه خواسته او خواسته امامش و متديّن به دين او باشد، هر جا كه باشد با اوست و دنياى ديگر سراى جاودان است.
 

مسئوليت گوش دادن
«مَنْ أَصْغى إِلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْليسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْليسَ.»:
هر كه گوش به گوينده اى دهد به راستى كه او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى كه ابليس را پرستيده است.


  پسنديدن، در حكمِ پذيرفتن
«مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ كانَ كَمَنْ شَهِدَهُ.»:
كسى كه در كارى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، مانند كسى است كه غايب بوده، و هر كه در كارى حاضر نباشد، ولى بدان رضايت دهد، مانند كسى است كه خود در آن بوده است.

 

  نوشته امام جواد (عليه السلام)
«إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ.»:
حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه می بريم.

 

  دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا
«أَوْحَى اللّهُ إِلى بَعْضِ الاَْنْبِياءِ: أَمّا زُهْدُكَ فِى الدُّنْيا فَتُعَجِّلُكَ الرّاحَةَ، وَ أَمّا إِنْقِطائُكَ إِلَىَّ فَيُعَزِّزُكَ بى، وَ لكِنْ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوًّا وَ والَيْتَ لى وَلِيًّا.»:
خداوند به يكى از انبيا وحى كرد: امّا زهد تو در دنيا شتاب در آسودگى است و امّا رو كردن تو به من، مايه عزّت توست، ولى آيا با دشمن من دشمنى، و با دوست من دوستى كردى؟

اساسنامه طرح شاهد

 

اساسنامه طرح شاهد

فصل اول:

ماده 1- هدف

الف- تربیت، آموزش و رشد همه جانبه فرزندان شاهد و فرزندان ایثارگران ساختن موانع و

معضلات سرراه این مهم با بسیج همه امکانات رسمی کشور و تشویق سرمایه ها و امکانات

مردمی جهت فراهم آوردن شرایط مطلوب اسلامی در جهت شکوفائی فرهنگی و الگو ساختن این

بمنظور آنکه رسالت بزرگ پدران بزرگوار خود را به دوش « تبار خونبار » یادگاران عزیز آن

« ارواحنا فداه » کشند و در راه تهذیب و تحصیل خود با الهام از روح پرفتوح سربازان امام زمان

تلاش وافر نمایند و با کسب دانش و معنویت اسلامی امور جامعه خویش را بدست گیرند.

ب- تسهیل در تعلیم و ت ربیت و شکوفائی استعدادهاي جانبازان، آزادگان، همسران آنها و

همسران شهداء

فرزندان » ماده 2. در این اساسنامه به فرزندان عزیز شهداء، مفقودین و اسراء به اختصار

اطلاق خواهد شد. « شاهد

تبصره 1- فرزندان جانبازانی که متحمل ضایعات 70 % و بالاتر شده اند در حکم فرزندان شاهد

محسوب گردیده و از مزایاي ایشان بهره مند خواهد شد.

50 درصد از مزایاي قانونی و تسهیلات و - تبصره 2- فرزندان آزادگان و فرزندان جانبازان 69

خدمات آموزشی طرح برابر ضوابطی که شوراي عالی طرح و برنامه مشخص می کند بهره مند

می شوند.

25 درصد از تسهیلات و خدمات آموزشی طرح برابر ضوابطی - تبصره 3- فرزندان جانبازان 49

که شوراي عالی طرح و برنامه مشخص می کند بهره مند می شوند.

تبصره 4- آزادگان و جانبازان 25 % به بالا در این اساسنامه ایثارگر نامیده می شوند و از

تسهیلات و خدمات آموزشی طرح برابر ضوابطی ک ه شوراي عالی طرح و برنامه مشخص

می کند بهره مند می شوند.

٢

تبصره 5- همسران شهداء، مفقودین و اسراء و همسران جانبازان 70 % به بالا از تسهیلات و

خدمات آموزشی طرح برابر ضوابطی که شوراي عالی طرح و برنامه مشخص می کند بهره مند

می شوند.

25 درصد و همسران آزادگان از تسهیلات و خدمات آموزشی طرح برابر - تبصره 6- همسران 69

ضوابطی که شوراي عالی طرح و برنامه مشخص می کند بهره مند می شوند.

فصل دوم: ارکان و تشکیلات

ماده 3- ارکان و تشکیلات طرح عبارت است از :

1. شوراي عالی طرح و برنامه شاهد

2. ستاد برنامه ریزي امورفرهنگی فرزندان شاهد

3. کمیسیونهاي تخصصی

4. ستادهاي مرکزي شاهد و ایثارگر که عبارتند از:

4-1 ) وزارت علوم، تحقیقات و فناوري

4-2 ) وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

4-3 ) وزارت آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی وابسته

4-4 ) دانشگاه آزاد اسلامی

4-5 ) حوزوي

فصل سوم: ترکیب و اعضاء:

ماده 4- اعضاي شوراي عالی طرح و برنامه شاهد مرکب است از:

1. معاون رئیس جمهوري و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران به عنوان رئیس شورا

2. وزیر علوم، تحقیقات و فناوري

3. وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

4. وزیر آموزش و پرورش

5. رئیس دانشگاه آزاد اسلامی

٣

ماده 5

کمیسیونهاي تخصصی زیر نظر شوراي عالی طرح و برنامه، و ستاد برنامه ریزي تشکیل

می گردد و اعضاء آنها را مراجع مذکور تعیین می نماید.

ماده 6- اعضاي ستاد برنامه ریزي امور فرهنگی فرزندان شاهد مرکب است از:

1. معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران بعنوان رئیس ستاد

2. معاون وزیر و رئیس ستاد مرکزي شاهد و ایثارگر وزارت علوم، تحقیقات و فناوري

3. معاون وزیر و رئیس ستاد مرکزي شاهد و ایثارگر وزارت بهداشت، درمان و آموزش

پزشکی

4. معاون وزیر و رئیس ستاد اجرائی شاهد مرکزي وزارت آموزش و پرورش

5. معاون دانشگاه آزاد و رئیس ستاد مرکزي دانشگاه آزاد اسلامی

6. معاون آموزشی مدیریت حوزه علمیه قم

7. مدیر کل شاهد و ایثارگر وزات علوم, تحقیقات و فناوري

8. مدیرکل شاهد و ایثارگر وزارت بهداشت, درمان و آموزش پزشکی

9. مدیر کل شاهد و ایثارگر وزارت آموزش و پرورش

10 . مدیر کل آموزش عالی بنیاد شهید وامور ایثارگران

11 . یکی از رؤساي دانشگاهها به انتخاب وزیر علوم, تحقیقات و فناوري

12 . دو نفر از اعضاي هیأت علمی شاهد یا ایثارگر با انتخاب شوراي عالی طرح و برنامه شاهد

تبصره 1: رئیس ستاد برنامه ریزي امور فرهنگی و آموزشی فرزندان شاهد توسط رئیس

شوراي عالی فرهنگی و آموزشی شاهد و از بین اعضا فوق انتخاب می گردد.

تبصره 2: دبیرستاد برنامه ریزي امور فرهنگی و آموزشی فرزندان شاهد به انتخاب رئیس

ستاد تعیین می گردد.

تبصره 3: رئیس ستاد برنامه زیزي امور فرهنگی و آموزشی فرزندان شاهد و ایثارگر بعنوان

دبیر شوراي عالی فرهنگی و آموزشی شاهد می باشد.

٤

اساسنامه طرح شاهد

69 شوراي مشترك /8/ 6 و 29 /6 ،5/23 ،/4/ 163 مورخ 26 ،153 ،152 ، (مصوب جلسات 151

کمیسیونهاي 1 و 2 شوراي عالی انقلاب فرهنگی حسب اختیارات تفویضی به ریاست شوراي عالی)

مقدمه:

حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، سلام الله علیه، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام

مقدس جمهوري اسلامی ایران، به منظور رسیدگی همه جانبه به مسائل فرهنگی و تحصیلی فرزندان

در تاریخ ششم فروردین ماه سال 65 ، حکمی خطاب به جناب حجه الا سلا م و « شاهد » عزیز

المسلمین حاج آقا کروبی نماینده معظم له در بنیاد شهید انقلاب اسلامی، صادر فرمودند و در این

حکم از ایشان خواستند به اتفاق وزراي آموزش و پرورش و آموزش عالی طرحی به منظور تحقق

این امر مهم تهیه نمایند.

« شاهد » متعاقب حکم مذکور، حضرت امام، سلام الله علیه در پاسخ به نامه تشکر اسلا فرزندان

به معظم له، پیامی بسیار مهم به تاریخ هشتم اردیبهشت سال 65 صادر فرمودند که در آن پیام

حضرت امام (س) تأکیداتی ویژه مبنی بر پیگیري مجدانه امور تحصیلی و فرهنگی فرزندان معظم

خطاب به مسئولان کشور مبذول فرموده اند. « شاهد »

به منظور جلوگیري از اطاله مقدمه، متن فرمان و همچنین متن حضرت امام خمینی سلام الله علیه

در بخش ضمیمه آورده شده است تا درصورت نیاز مورد مراجعه قرار گیرد.

بمنظور تحقیق اهداف عالیه حضرت امام (س) در امور « شوراي عالی فرهنگی و آموزشی شاهد »

و نیز بمنظور انسجام بخشیدن به کلیه فعالیت « شاهد » رسیدگی به امور تحصیلی و فرهنگی فرزندان

اساسنامه حاضر را تدوین نموده است: « فرمان » هاي وزارتخانه ها و نهادهاي مورد خطاب

٥

فصل اول:

ماده( 1) هدف: تربیت، آموزش و رشد همه جانبه فرزندان شاهد و برطرف ساختن موانع و معضلات

سرراه این مهم با بسیج همه امکانات رسمی کشور و تشویق سرمایه ها و امکانات مردمی جهت

فراهم آوردن شرایط مطلوب اسلامی در جهت شکوفایی فرهنگی و الگو ساختن این یادگاران

بمنظور آنکه رسالت بزرگ پدران بزرگوار خود را به دوش کشند و در « تبار خونبار » عزیز آن

تلاش وافر « ارواحنا فداه » راه تهذیب و تحصیل خود با الهام از روح پرفتوح سربازان امام زمان

نمایند و با کسب دانش و معنویت اسلامی امور جامعه خویش را بدست گیرند.

« فرزندان شاهد » ماده( 2): در این اساسنامه به فرزندان عزیز شهداء، مفقودین و اسراء به اختصار

اطلاق خواهد شد.

تبصره: فرزندان جانبازانی که متحمل ضایعاتی بیش از 70 % شده اند در حکم فرزندان شاهد

محسوب گردیده و از مزایاي ایشان بهره مند خواهد شد.

فصل دوم: ارکان و تشکیلات

ماده( 3): ارکان و تشکیلات طرح و برنامه شوراي عالی فرهنگی و آموزشی شاهد عبارت است از:

1. شوراي طرح و برنامه امور فرهنگی و آموزشی فرزندان شاهد

2. ستاد برنامه ریزي امور فرهنگی و آموزشی شاهد

3. کمیسیونهاي تخصصی

4. ستادهاي مرکزي: (وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، حوزوي)

فصل سوم: ترکیب و اعضاء

ماده( 4): شوراي عالی فرهنگی و آموزشی شاهد مرکب است از:

1. معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان بنیاد شهید انقلاب اسلامی به عنوان رئیس شورا

2. وزیر علوم، تحقیقات و فناوري

٦

3. وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی

4. وزیر آموزش و پرورش

5. مدیر حوزه علمیه قم یا نماینده تام الختیار وي

ماده( 5): ستاد برنامه ریزي آموزش فرهنگی شاهد داراي اعضایی متشکل از یک نماینده از هر کدام از

ارگان هاي ذیل می باشد:

1. بنیاد شهید انقلاب اسلامی _ معاون فرهنگی

2. بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی _ معاون آموزشی

3. وزارت آموزش و پرورش

4. وزارت علوم، تحقیقات و فناوري

5. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

6. یکی از رؤساي دانشگاه ها به انتخاب وزیر علوم

7. نماینده تام الاختیار رئیس صدا و سیماي جمهوري اسلامی

8. نماینده اي به پیشنهاد رئیس بنیاد شهید و تصویب شوراي مدیریت حوزه

9. یک نماینده به انتخاب شوراي طرح وبرنامه ریزي هیأت علمی ایثارگر

10 و 11 . دو مدیر کل وزارتین

تبصره 1: رئیس ستاد برنامه ریزي توسط رئیس شوراي عالی از بین اعضاء فوق انتخاب می

شود.

تبصره 2: دبیر ستاد ...

ماده( 6): کمیسیون هاي تخصصی حسب موضوع تخصصی زیر نظر ستاد برنامه ریزي طرح و

برنامه تشکیل می شود و اعضا آنها را ستاد تعیین می کند.

ماده( 7): ترکیب ستادهاي مرکزي شاهد به شرح ذیل می باشد:

الف. ترکیب ستاد مرکزي شاهد آموزش و پرورش:

1. معاون آموزشی وزارت آموزش و پرورش به عنوان رئیس ستاد

2. معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش

3. معاون فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی یا یکی از نمایندگان بنیاد شهید انقلاب اسلامی در

ستاد برنامه ریزي

4. مدیر کل امور مدارس شاهد و نمونه

٧

ب. ترکیب ستاد مرکزي شاهد وزارت علوم، تحقیقات و فناوري:

1. یکی از معاونین وزارت علوم، تحقیقات وفناوري به انتخاب وزیر بعنوان رئیس ستاد

2. رئیس سازمان سنجش آموزش کشور یا یکی از معاونان ایشان بنا به دعوت رئیس ستاد

3. معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

4. مدیر کل امور دانشجویان شاهد و ایثارگر وزارت علوم، تحقیقات و فناوري

5. مدیر کل آموزش عالی بنیاد شهید و امور ایثارگران

6. یکی از رؤساي دانشگاه ها بنا به دعوت رئیس ستاد

ج. ترکیب ستاد مرکزي شاهد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی:

1. یکی از معاونین وزارت بهداشت به انتخاب وزیر بعنوان رئیس ستاد

2. معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

3. مدیر کل امور دانشجویان شاهد و ایثارگر وزارت بهداشت

4. مدیر کل امور آموزش عالی بنیاد شهید و امور ایثارگران

د. ترکیب ستاد مرکزي دانشگاه آزاد اسلامی:

1. یکی از معاونین رئیس دانشگاه آزاد به انتخاب رئیس بعنوان رئیس ستاد

2. معاون فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

3. مدیر کل آموزش عالی بنیاد شهید و امور ایثارگران

4. مشاور رئیس دانشگاه و دبیر ستاد شاهد و ایثارگر دانشگاه

5. یکی از رؤساي واحدهاي دانشگاه آزاد به دعوت رئیس ستاد

ه. ترکیب ستاد مرکزي شاهد پیش دبستانی:

1. معاون فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی به عنوان رئیس ستاد

2. معاون حمایتی سازمان بهزیستی

3. یک نفر صاحب نظر در امور پیش دبستانی به انتخاب بنیاد شهید انقلاب اسلامی

4. یک نفر صاحب نظر در امورپیش دبستانی به معرفی وزیر آموزش و پرورش

5. نماینده معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش(صاحب نظر در امور تربیتی)

6. یک نفر از اعضاي هیأت علمی و محققان دانشگاهی در رشته علوم تربیتی به انتخاب وزارت

علوم، تحقیقات و فناوري

٨

فصل چهارم: وظایف و اختیارات

ماده( 8): وظایف شوراي عالی فرهنگی و آموزشی شاهد به شرح زیر می باشد:

الف. وظایف شورا:

« سلام ا... علیه » 1. تعیین خطی مشی کلی و سیاست گذاري متناسب با فرمان حضرت امام

2. بررسی منویات مقام معظم رهبري، تصویب طرح هاي اجرایی ارائه شده از ستاد برنامه

ریزي و ابلاغ مصوبات شورا

3. پیشنهاد هر گونه تغییر و اصلاح در مواد اساسنامه به شوراي عالی انقلاب فرهنگی

4. نظارت عالیه بر کلیه امور اجرایی طرح شاهد

ب. وظایف خاص وزارت آموزش و پرورش در رابطه با طرح شاهد:

1. اولویت دادن در تأمین نیروي انسانی مورد نیاز کادر آموزشی، پرورشی و اداري طرح

شاهد از بین نیروهاي مجرب و متعهد و همچنین در تأمین نیازهاي مالی، تدارکاتی،

خدماتی، رفاهی و فضاي آموزشی مناسب طرح هاي مصوب شاهد مربوط به امور

تحصیلی و فرهنگی و تقویت بنیه علمی فرزندان شاهد طبق مصوبات شور اي طرح

وبرنامه شاهد

2. تأسیس اداره کل شاهد در وزارتخانه

3. در شرایط مساوي (و سپس اولویت دادن) در پذیرش فرزندان شاهد در واحدهاي

آموزشی تحت پوشش از قبیل:

دانش سراها و مراکز تربیت معلم، مراکز فنی حرفه اي، مدارس تیز هوشان، مدارس نمونه و

استثنایی

تبصره: آئین نامه اجرایی توسط ستاد مرکزي شاهد آموزش و پرورش تدوین می شود و

به تأیید شوراي طرح و برنامه شاهد می رسد.

4. اجراي کلیه دستورالعمل ها و مصوبات شوراي طرح و برنامه

ج. وظایف خاص وزارت علوم، تحقیقات و فناوري :

1. تأسیس و تقویت اداره کل امور دانشجویان شاهد و ایثارگر و تأمین نیروي انسانی، بودجه

و امکانات مورد نیاز آن

٩

2. درشرایط مساوي، اولویت دادن به جامعه هدف در استفاده از خدمات و تسهیلات مختلف

شامل خوابگاه، نقل و انتقال، بورس هاي خارج، فعالیت هاي آموزش و فوق برنامه و مانند آن

3. در شرایط مساوي، اولویت دادن به جامعه هدف براي جذ ب و تأمین هیأت علمی و

کارمندان

4. ارائه گزارش عملکرد وزارت به ستاد برنامه ریزي

5. اجراي دستورالعمل ها و مصوبات شوراي عالی طرح و برنامه

6. تأسیس و تقویت اداره کل امور دانشجویان شاهد و ایثارگر دانشگاه ها و تدوین، تصویب

و ابلاغ شرح وظایف

د. وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما و سایر ارگانها و سازمان هاي

فرهنگی و تبلیغی

1. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، سازمان

تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی و سایر مؤسسات فرهنگی موظفند فرزندان و اعضاي

خانواده هاي شاهد را در استفاده از برنامه هاي فرهنگی، هنري و تبلیغی در اولویت قراردهند.

2. سازمان صدا و سیماي جمهودري اسلامی ایران موظف است در جهت ارتقاء فرهنگ

خانواده هاي شاهد، تبیین فرهنگ شهادت و ایثار، حفظ روحیه انقلابی خانواده ها و رشد

شکوفایی استعداد فرزندان شاهد اقدام مقتضی در چهارچوب برنامه هاي خود با همکاري

بنیاد شهید انقلاب اسلامی معمول دارد.

ه. وظایف خاص بنیاد شهید انقلاب اسلامی در طرح شاهد:

1. نظارت عالیه بر حسن اجراي برنامه هاي فرهنگی و تحصیلی فرزندان شاهد در کلیه مقاطع

تحصیلی از کودکستان تا پایان تحصیلات دانشگاهی و ارائه گزارش هاي لازم به شوراي

طرح و برنامه

2. تدوین بودجه طرح شاهد و پیشنهاد آن به مراجع قانونی کشور و پیگیري لازم براي به

تصویب رساندن آن

3. تنظیم بودجه و تخصیص آن به بخش هاي مختلف طرح شاهد و نظارت بر هزینه کردن آن

4. اجراي دستورالعمل ها و مصوبات شوراي طرح و برنامه

5. تأسیس دانشگاه شاهد

6. ارائه خدمات ویژه به دانش آموزان و دانشجویان طرح شاهد در زمینه هاي رفاهی از قبیل

اردوهاي تربیتی، تفریحی، آموزشی، فوق برنامه و خصوصاً احداث و تأمین خوابگاه ها.

7. تأمین اعتبارات لازم براي آموزش هاي تکمیلی به وزارت آموزش و پرورش، وزارت

بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوري

١٠

8. اختصاص دادن امتیازات ویژه در ابعاد رفاهی به نیروهاي متعهد و مجرب در مدارس

شاهد به منظور جذب و تثبیت آن

فصل پنجم: منابع تأمین بودجه و سایر امکانات طرح شاهد:

ماده( 9): منابع مالی و تأمین هزینه هاي طرح شاهد به شرح زیر است:

الف. دولت از محل بودجه عمومی

ب. بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی

ج. بنیاد شهید انقلاب اسلامی

د. بنیاد 15 خرداد

ه. کمک هاي مردمی

153 و 162 ، ماده( 10 ): این اساسنامه با مقدمه و 5 فصل و 10 ماده و 3 تبصره در جلسات 151،152

به تصویب مشترك کمیسیون هاي 1 و 2 شوراي عالی انقلاب فرهنگی رسید.

تبریک تولد حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) وگرامیداشت روز زن وتولد حضرت امام (ر) و حماسه آزادی خرمش

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

ادامه نوشته

عید نوروز چگونه شکل گرفت

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

منبع : مجله موفقیت

باسمه تعالي

لاسنهَ اَفضلُ مِن التحقيق(هيچ کوششي ارزشمندتر از تحقيق نيست) (امام علي عليه السلام)

طرح کشوري

دانش آموز عزيز                                              آموزشگاه:

 سلام

در آستانه ي هزاره ي سوم که به عصر فن آوري اطلاعات و نانو تکنولوژي وساخت سلول هاي بنيادين شهرت يافته است ديگرروش هاي سنتي مطالعه وتحقيق پاسخگوي نيازهاي علمي رو به رشد نسل کنوني نيست . اصرار برروش هاي ناکار آمدو ضعيف گذشته موجب منزوي شدن از صحنه رقابت علمي وصنعتي در دنيا خواهد شد. بنابر اين مسابقه ي مطالعه وتحقيق با هدف آشنايي دانش آموزان باروش ها وفنون مطالعه و تحقيق و تقويت مهارت هاي نوشتاري وکلامي و افزايش اعتماد به نفس درآنان برگزار مي گردد . به همين منظور وجهت ارتقاي سطح معلومات دانش آموزان عزيز با چگونگي نگارش تحقيق ، کارشناسي امور شاهد وايثارگران ناحيه 3 قم تصميم به برگزاري کلاس توجيهي و آموزشي با موضوع: ((آشنايي با نگارش تحقيق وپژوهش )) نموده است . لذا اميدواريم شما دانش آموز عزيزبا شرکت در اين کلاس توانايي خود را در  زمينه نگارش تحقيق افزايش داده تا ان شاء ا... از برگزيدگان اين مسابقه باشيد.

تذکرات:

1.    کلاس ها در دو جلسه : شنبه9/11/1389  و يک شنبه10/11/1389 از ساعت30/14 لغايت 17 برگزار مي گرددکه دانش آموزان متقاضي مي بايست به صورت تلفني در ساعت اداری حداکثر تا تاريخ 6/11/1389 با شماره تلفن 6636451 ( آقای لياقتی)ثبت نام نمايند.

2.   مکان کلاس در اداره آموزش وپرورش ناحيه 3 مي باشد( در صورت تغيير به اطلاع کساني که ثبت نام نموده اند رسانده مي شود.)

3.  همراه داشتن رضايت نامه ي کتبي جهت شرکت در اين کلاس الزامي است.    

مهلت ارسال آثارتحقيقی به طرح پراکنده ي شاهد ناحيه ي 3 قم حداکثر تا تاريخ 30/11/1389

 

عناوين مطالعه وتحقيق: 

اول متوسطه

الف) دشمن شناسي از نظر قرآن(انواع دشمنان و انواع دشمني ها)

ب) اهميت و روش هاي بيابان زدايي و تاثير آن بر محيط زيست

دوم متوسطه

الف)نظارت همگاني (امر به معروف ونهي از منکر) ضرورت ، شيوه ها و راهکارهاي موثر

ب) گازهاي گلخانه اي و تاثيرات آن بر کره ي زمين

سوم متوسطه

الف) بصيرت نوجوانان وجوانان (مفهوم، عرصه ها، راهکارهاي افزايشي)

ب) ربات ها ونقش آن در توسعه ي صنايع

آدرس سايت فعاليت هاي طرح پراکنده ي شاهد ناحيه ي 3 قم     www.shahed2534.blogfa.com         :

تلفن تماس طرح پراکنده ي شاهد ناحيه ي سه قم : 6609623         

آقاي سرسنگي : 09126525915

آقاي گل وردي :  09193536880   

بازدید از نمایشگاه ایثار و شهادت

 

باسمه تعالی

به : کلیه ی آموزشگاه های شهر وروستا ودوایر داخلی                

موضوع : بازدید از نمایشگاه ایثار و شهادت

شماره:

تاریخ: 19/ 10/1389

پیوست: یک برگ

سلام علیکم

با احترام ، ضمن گرامیداشت سالروز قیام نوزدهم دی ماه مردم شریف قم ، به اطلاع می رساند نمایشگاه استانی ایثار وشهادت واقع در دبستان شاهد آیت اله دیباجی ( بنیاد ، شهرک ایثار ، خیابان ذوالفقار، کوچه فدک) از تاریخ 22/10/1389  لغایت 26/10/1389  آماده بازدید همکاران محترم فرهنگی است. لذا خواهشمند است مدیران محترم آموزشگاه ها نسبت به اطلاع رسانی اقدام نمایند. تا مطابق جدول زمانی مقرر وبا توجه به سهمیه در اختیار قرار داده شده، برای بازدید از نمایشگاه حضور به هم رسانند.

ضمناً جهت استفاده بهینه ومنظم همکاران ارجمند وبا توجه به محدودیت زمانی و مکانی نمایشگاه، دعوت نامه تنظیم می گردد که مدیران ارجمند باتوجه به علاقمندی  و حضور حتمی همکاران عزیز در نمایشگاه ، اسرع وقت دراختیار آنان قرار داده تا مطابق جدول وشرح ذیل در این برنامه شرکت نمایند.

تذکر:وسیله ی نقلیه  راس ساعت45/7 صبح و 45/9 صبح جهت اعزام همکاران محترم از اداره به سمت نمایشگاه وبالعکس مهیا ا ست .

 

خواهران

 

روز وتاریخ بازدید

ساعت و تعدادبازدید کنندگان (سهمیه هر آموزشگاه 4 نفر)

ساعت 8  صبح الی 10

ساعت 10 صبح الی 12

چهارشنبه 22/10/1389

60 نفر

60 نفر

 

 برادران

 

روز وتاریخ بازدید

ساعت و تعدادبازدید کنندگان(سهمیه هر آموزشگاه 4 نفر)

ساعت 8  صبح الی 10

ساعت 10 صبح الی 12

شنبه 22/10/1389

60 نفر

60 نفر

 

 

 

 

 


رونوشت :

ریاست ومعاونین محترم اداره (جهت استحضار)

کارشناسی امور شاهد وایثارگران

باسمه تعالی

همکار ارجمند جناب آقای/ سرکار خانم  .......................................................                     

شاغل در آموزشگاه:.....................................................

سلام علیکم

بدین وسیله از جنابعالی دعوت می شود تا در نمایشگاه آثار و دست آوردهای فرهنگیان ایثار گر با موضوع ایثار وشهادت شرکت نمایید.

ساعت حرکت از اداره  ناحیه3 به سمت نمایشگاه: 45/7 صبح.  بازگشت از نمایشگاه 30/9

مکان نمایشگاه: دبستان شاهد آیت اله دیباجی ( بنیاد ، شهرک ایثار ، خیابان ذوالفقار، کوچه فدک)  

دعوت نامه

 

 

 

 

 

 

 

 

باسمه تعالی

همکار ارجمند جناب آقای/ سرکار خانم  ..............................................................                     

شاغل در آموزشگاه  ...............................................................:

سلام علیکم

بدین وسیله از جنابعالی دعوت می شود تا در نمایشگاه آثار و دست آوردهای فرهنگیان ایثار گر با موضوع ایثار وشهادت شرکت نمایید.

ساعت حرکت از اداره  ناحیه3 به سمت نمایشگاه: 45/7 صبح . بازگشت از نمایشگاه 30/9

مکان نمایشگاه: دبستان شاهد آیت اله دیباجی ( بنیاد ، شهرک ایثار ، خیابان ذوالفقار، کوچه فدک)  

دعوت نامه

 

 

 

 

 

 

 

 

باسمه تعالی

همکار ارجمند جناب آقای/ سرکار خانم ...............................................                       

شاغل در آموزشگاه: .........................................................

سلام علیکم

بدین وسیله از جنابعالی دعوت می شود تا در نمایشگاه آثار و دست آوردهای فرهنگیان ایثار گر با موضوع ایثار وشهادت شرکت نمایید.

ساعت حرکت از اداره  ناحیه3 به سمت نمایشگاه: 45/9 صبح. بازگشت از نمایشگاه 30/11

مکان نمایشگاه: دبستان شاهد آیت اله دیباجی ( بنیاد ، شهرک ایثار ، خیابان ذوالفقار، کوچه فدک)  

دعوت نامه

 

 

 

 

 

 

 

 

باسمه تعالی

همکار ارجمند جناب آقای/ سرکار خانم  .............................................                     

شاغل در آموزشگاه: .............................................................

سلام علیکم

بدین وسیله از جنابعالی دعوت می شود تا در نمایشگاه آثار و دست آوردهای فرهنگیان ایثار گر با موضوع ایثار وشهادت شرکت نمایید.

ساعت حرکت از اداره  ناحیه3 به سمت نمایشگاه: 45/9 صبح.  بازگشت از نمایشگاه 30/11

مکان نمایشگاه: دبستان شاهد آیت اله دیباجی ( بنیاد ، شهرک ایثار ، خیابان ذوالفقار، کوچه فدک)  

دعوت نامه

 

 

اسامی برگزیدگان مسابقه ی علمی دانش آموزان راهنمایی متوسطه ی طرح پراکنده ی شاهد ناحيه ی 3 قم

باسمه تعا لی

اسامی برگزيدگان مسابقه ی علمی دانش آموزان متوسطه ی طرح پراکنده ی شاهد ناحيه ی 3 قم

اول دبيرستان

 

ردیف

نام ونام خانوادگی

آموزشگاه

نمره

تراز

رتبه در

مدرسه

منطقه

استان

کشور

1

رضیه سرانجام

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

60.74

6647

1

1

7

15

2

مریم قاسمی زادیان

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

57.73

6501

2

2

10

22

3

سیده فاطمه الزهرا حسینی هاشمی

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

52.78

6260

3

4

19

49

دوم تجربی

 

ردیف

نام ونام خانوادگی

آموزشگاه

نمره

تراز

رتبه در

مدرسه

منطقه

استان

کشور

1

هانيه محمودی

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

62.81

8067

1

1

1

3

2

زهره صفايی زاده

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

39.22

6405

2

3

9

31

دوم رياضی

 

ردیف

نام ونام خانوادگی

آموزشگاه

نمره

تراز

رتبه در

مدرسه

منطقه

استان

کشور

1

امیر محمد باريکلو

نمونه دولتی شهید فهميده

64.46

7804

1

1

1

3

2

مهديه  نجفی

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

48.38

6693

2

2

5

12

3

فاطمه جعفری کمشچه

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

45.47

6493

3

3

11

20

سوم تجربی

 

ردیف

نام ونام خانوادگی

آموزشگاه

نمره

تراز

رتبه در

مدرسه

منطقه

استان

کشور

1

فاطمه زرندی

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

73.48

7420

1

1

1

3

2

محدثه داوری قمی

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

61.70

6822

2

3

4

9

3

ريحانه کمپانی

نمونه دولتی حضرت معصومه (سلام الله علیها)

51.76

6373

3

5

11

21

سوم رياضی

 

ردیف

نام ونام خانوادگی

آموزشگاه

نمره

تراز

رتبه در

مدرسه

منطقه

استان

کشور

1

ابوالفضل باريکلو

نمونه دولتی شهید فهميده)

44.83

6311

1

1

15

35

2

محمد صلاحی

نمونه دولتی شهید فهميده

42.60

61.83

2

3

19

42

باسمه تعا لی

اسامی برگزيدگان مسابقه ی علمی دانش آموزان راهنمايی طرح پراکنده ی شاهد ناحيه ی 3 قم

دوم راهنمايی

 

ردیف

نام ونام خانوادگی

آموزشگاه

نمره

تراز

رتبه در

مدرسه

منطقه

استان

کشور

1

فاطمه خدادی سريزدی

 

82.22

5841

1

5

19

59

 

 

اعمال ماه محرم

باسلام 

فرارسیدن ایام سوگواری حضرت ابا عبداله الحسین علیه السلام و یاران با وفای آن حضرت را تسلیت عرض می نماییم

اعمال ماه محرم

 

چرا محرم؟!

پيش از اسلام عرب، جنگ در اين ماه را حرام مي‌دانست و ترك مخاصمه مي‌كرد؛ لذا از آن زمان اين ماه بدين اسم نامگذاري شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمري قرار دادند.(2) در توضيح اين كه چرا ماه‌هاي ديگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم ناميده نمي‌شود مي‌توان گفت: چون ترك جنگ از اين ماه شروع مي‌شد به آن محرم گفتند.

اين ماه در مكتب تشيع يادآور نهضت حضرت سيدالشهدا و حماسه‌ جاودان كربلاست.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اولین جلسه ی آموزش خانواده

 

باسمه تعالی

جلسه ی آموزش خانواده ویژه ی مادران محترم دانش آموزان طرح پراکنده ی شاهد ناحیه ی ۳قم در تاریخ ۱۱/۹/۱۳۸۹ در سالن اجتماعات اداره آموزش وپرورش ناحیه ی ۳ قم با سخنرانی کارشناس تغذیه سرکار خانم غواصه راس ساعت ۹ صبح پنج شنبه برگزار می گردد.

تبریک عید سعید غدیر خم

 

تشکیل جلسه ی هماهنگی وهمفکری همکاران طرح پراکنده ی شاهد

 

باسمه تعالی

جلسه ی هماهنگی وهمفکری همکاران طرح پراکنده ی شاهد در روز دوشنبه ۱/۹/۱۳۸۹ باحضور همکاران محترم طرح پراکنده شاهد ناحیه ۳ قم ساعت ۸صبح در اداره آموزش وپرورش ناحیه برگزار می گردد.

در این جلسه قرار است درباره فعالیت های همکاران محترم در طول این دو ماه  بررسی شود و فعالیت های آینده همکاران نیز موردبررسی قرار می گیرد  

تبریک ولادت امام علی النقی علیه السلام

 

 

میلاد با سعادت امام هادی(ع ) بر پیروان وشیعیانش مبارک باد تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212هجری قمری نوشته اند. پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه است. نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن کودکی  به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود . در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مطيع و منقاد خود گردانيده است " . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند . زن و فرزندان امام هادی (ع ) حضرت هادی (ع ) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است .1 - ابومحمد حسن عليه السلام ( امام عسکری (ع ) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است ) . 2 - حسين . 3 - سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد . 4 - جعفر . 5 - عايشه .(به نقل از شیخ عباس قمی) شهادت امام هادی (ع ) امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .

اختلال يادگيري چيست و چگونه مي توان آن را درمان كرد؟

 

اختلال يادگيري چيست و چگونه مي توان آن را درمان كرد؟

معلمان در دوره هاي مختلف و به خصوص در دوره ابتدايي با كودكان بسياري روبه رو خواهند بود. برخي از كودكان با استعداد بالاوپيشرفت تحصيلي بسيار مطلوبي به پيش مي روند. اما برخي با سرعتي متوسط اما رو به جلوپيش خواهند رفت كه اكثريت دانش آموزان در اين دسته هستند.

اما در كنار اين دو طيف درخشان ومتوسط ، كودكاني هستند كه در انجام تكاليف و پيشبرد وضعيت تحصيلي و سطح علمي خود با مشكلاتي روبه رو هستند و نسبت به هم سالان و هم كلاسي هاي خود ضعيف عمل مي كنند.

در گذشته همه اين كودكان تحت عنوان كودكان دير آموز و در موارد شديد معلول ذهني ( عقب افتاده ) طبقه بندي مي شوند.

اما با گذشت زمان چون طبقه بندي فوق باعث برچسب زدن به افراد مي شد لغو شد و قرار بر اين شد كه كليه دانش آموزاني كه با توجّه به نيم رخ رواني نياز هاي ويژه اي دارند با واژه كودكان داراي اشكالات يادگيري طبقه بندي شوند.

اما در همين زمان متوجه شدند كه ...

ادامه نوشته

تجلیل از برگزیدگان دانشگاه ها وموسسات عالی طرح پراکنده ی شاهد

 

Flowerتجلیل ازدانشجو یانی که سال گذشته تحصیلی دانش آموز طرح پراکنده ی شاهد بودند در تاریخ ۲۰/۸/۱۳۸۹ روز پنج شنبه با حضور ریاست محترم اداره آموزش وپرورش ناحیه ی ۳قم و ریاست محترم بنیاد شهید استان قم و میهانان دیگر در سالن نمازخانه ی اداره ی آموزش وپرورش برگزار شد.Flower 

تست روان شناسی

 

در آزمون پیش روی تعیین کنید که در همین لحظه چه احساسی دارید؟ شایان ذکر است پاسخ های پرسش ها از الف ) یک امتیاز - ب ) دو امتیاز ج ) سه امتیاز د ) چهار امتیاز ه ) پنج امتیاز برخوردارند.

1 ) به خود اطمینان دارم؟

الف ) بسیار زیاد
ب ) زیاد
ج ) تا حد متوسط
د ) کمی
ه ) هرگز

2 ) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم ؟

الف ) بسیار زیاد
ب ) زیاد
ج ) تا حد متوسط
د ) کمی
ه ) هرگز

3 ) آرامم ؟

الف ) بسیار آرام
ب ) تا حدود زیادی
ج ) تا حد متوسط
د ) کمی
ه ) هرگز

4 ) عصبی ام؟

الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

5 ) ناراحتم ؟

الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

6 ) بدنم همواره مرطوب است؟

الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

7 ) نفسم منظم است؟

الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

8 ) احساس تنش در معده ام دارم.

الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

حالا امتیازها را با هم جمع کنید و با معیارهای زیر مقایسه کنید.

* امتیاز بین 32 تا 50 :

اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال ، می توانید با استفاده از کتاب های اضطراب آن را هم برطرف کنید.

* امتیاز بین 24 تا 32 :

اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال ، می توانید با استفاده از کتاب های اضطراب آن را هم برطرف کنید.

* امتیاز کمتر از 24 :

افراد طبیعی را می رساند که اختلال ، اضطراب و مشکل عمده ای ندارند

ادامه نوشته

تبریک عید سعید قربان

 

عید قربان 

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات(مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرامى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حجگزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانىمى كند تا سبكبال شود.


صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگیاست. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیکشدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانینو است.


و اکنون در منايي،ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود ميداني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و برايقرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راهايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" ميخواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را بهخود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" رابشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترابه توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کندابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلندشرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، ازبلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست ميدهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يکحالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

امااسماعيل ابراهيم، پسرش بود!

سالخورده مردي درپايان عمر، پس از يک قرن زندگي پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگي و جنگ و جهاد وتلاش و درگيري با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستي و خرافه هاي ستارهپرستي و شکنجه زندگي. جواني آزاده و روشن و عصياني در خانه پدري متعصب و بت پرست وبت تراش! و در خانه اش زني نازا، متعصب، اشرافي: سارا.

و اکنون، در زير بارسنگين رسالت توحيد، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل يک قرن شکنجه "مسئوليتروشنگري و آزادي"، در "عصر ظلمت و با قوم خوکرده با ظلم"، پير شدهاست و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز يک " بشر" مانده است و درپايان رسالت عظيم خدايي اش، يک " بنده خدا" ، دوست دارد پسري داشتهباشد، اما زنش نازا است و خودش، پيري از صد گذشته، آرزومندي که ديگر اميدوار نيست،حسرت و يأس جانش را مي خورد، خدا، بر پيري و نااميدي و تنهايي و رنج اين رسول امينو بنده وفادارش – که عمر را همه در کار او به پايان آورده است، رحمت مي آورد و ازکنيز سارا – زني سياه پوست –  به او يک فرزند مي بخشد، آن هم يک پسر! اسماعيل،اسماعيل، براي ابراهيم، تنها يک پسر، براي پدر، نبود، پايان يک عمر انتظار بود،پاداش يک قرن رنج، ثمره يک زندگي پرماجرا، تنها پسر جوان يک پدر پير، و نويديعزيز، پس از نوميدي تلخ.

و اکنون، در برابرچشمان پدر – چشماني که در زير ابروان سپيدي که بر آن افتاده، از شادي، برق مي زند– مي رود و در زير باران نوازش و آفتاب عشق پدري که جانش به تن او بسته است، ميبالد و پدر، چون باغباني که در کوير پهناور و سوخته ي حياتش، چشم به تنها نو نهالخرّم و جوانش دوخته است، گويي روئيدن او را، مي بيند و نوازش عشق را و گرماي اميدرا در عمق جانش حس مي کند.

در عمر دراز ابراهيم،که همه در سختي و خطر گذشته، اين روزها، روزهاي پايان زندگي با لذت " داشتناسماعيل" مي گذرد، پسري که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشيده است، و هنگاميآمده است که پدر، انتظارش نداشته است!

اسماعيل،اکنون نهالي برومند شده است، جواني جان ابراهيم، تنها ثمر زندگي ابراهيم، تمامي عشقو اميد و لذت پيوند ابراهيم!

در اين ايام ، ناگهانصدايي مي شنود :

"ابراهيم! به دودست خويش، کارد بر حلقوم اسماعيل بنه و بکُش"!

مگر مي توان با کلمات،وحشت اين پدر را در ضربه آن پيام وصف کرد؟

ابراهيم، بنده ي خاضعخدا، براي نخستين بار در عمر طولاني اش، از وحشت مي لرزد، قهرمان پولادين رسالتذوب مي شود، و بت شکن عظيم تاريخ، درهم مي شکند، از تصور پيام، وحشت مي کند اما،فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترين جنگ، جنگِ در خويش، جهاد اکبر! فاتح عظيمترين نبرد تاريخ، اکنون آشفته و بيچاره! جنگ، جنگ ميان خدا و اسماعيل، در ابراهيم.

دشواري"انتخاب"!

کدامين را انتخاب ميکني ابراهيم؟! خدا را يا خود را ؟ سود را يا ارزش را؟ پيوند را يا رهايي را؟ لذترا يا مسئوليت را؟ پدري را يا پيامبري را؟ بالاخره، "اسماعيلت" را يا" خدايت" را؟

انتخاب کن! ابراهيم.

در پايان يک قرن رسالتخدايي در ميان خلق، يک عمر نبوتِ توحيد و امامتِ مردم و جهاد عليه شرک و بنايتوحيد و شکستن بت و نابودي جهل و کوبيدن غرور و مرگِ جور، و از همه جبهه ها پيروزبرآمدن و از همه مسئوليت ها موفق بيرون آمدن و هيچ جا، به خاطر خود درنگ نکردن واز راه، گامي، در پي خويش، کج نشدن و از هر انساني، خدايي تر شدن و امت توحيد راپي ريختن و امامتِ انسان را پيش بردن و همه جا و هميشه، خوب امتحان دادن ...

اي ابراهيم! قهرمانپيروز پرشکوه ترين نبرد تاريخ! اي روئين تن، پولادين روح، اي رسولِ اُلوالعَزْم،مپندار که در پايان يک قرن رسالت خدايي، به پايان رسيده اي! ميان انسان و خدافاصله اي نيست، "خدا به آدمي از شاهرگ گردنش نزديک تر است"، اما،راه انسان تا خدا، به فاصله ابديت است، لايتناهي است! چه پنداشته اي؟

اکنون ابراهيم است کهدر پايان راهِ دراز رسالت، بر سر يک "دو راهي" رسيده است: سراپاي وجودشفرياد مي کشد: اسماعيل! و حق فرمان مي دهد: ذبح! بايد انتخاب کند!

"اين پيام را مندر خواب شنيدم، از کجا معلوم که ..."! ابليسي در دلش "مهرفرزند" را بر مي افروزد و در عقلش، " دليل منطقي" مي دهد.

اين بار اول، "جمرهاولي"، رمي کن! از انجام فرمان خود داري مي کند و اسماعيلش را نگاه ميدارد،

"ابراهيم،اسماعيلت را ذبح کن"!

اين بار، پيام صريحتر، قاطع تر! جنگ در درون ابراهيم غوغا مي کند. قهرمان بزرگ تاريخ بيچاره اي استدستخوش پريشاني، ترديد، ترس، ضعف،پرچمدار رسالت عظيم توحيد، در کشاش ميان خدا وابليس، خرد شده است و درد، آتش در استخوانش افکنده است.

روز دوم است، سنگيني"مسئوليت"، بر جاذبه ي "ميل" ، بيشتر از روز پيش مي چربد.اسماعيل در خطر افتاده است و نگهداريش دشوارتر.

ابليس، هوشياري و منطقو مهارت بيشتري در فريب ابراهيم بايد بکار زند. از آن "ميوه ي ممنوع" کهبه خورد "آدم" داد!

ابليس در دلش"مهر فرزند" را بر مي افروزد و در عقلش "دليل منطقي" مي دهد.

"اما ... من اينپيام را در خواب شنيدم، از کجا معلوم که ..."؟

اين بار دوم، "جمرهوسطي"، رمي کن!

از انجام فرمانخودداري مي کند و اسماعيل را نگه مي دارد.

"ابراهيم!اسماعيلت را ذبح کن"! صريح تر و قاطع تر.

ابراهيم چنان در تنگناافتاده است که احساس مي کند ترديد در پيام، ديگر توجيه نيست، خيانت است، مرز"رشد" و "غي" چنان قاطعانه و صريح، در برابرش نمايان شده استکه از قدرت و نبوغ ابليس نيز در مغلطه کاري، ديگر کاري ساخته نيست. ابراهيم مسئولاست، آري، اين را ديگر خوب مي داند، اما اين مسئوليت تلخ تر و دشوارتر ازآنست  که به تصور پدري آيد. آن هم سالخورده پدري، تنها، چون ابراهيم!

و آن هم ذبحتنها پسري، چون اسماعيل!

کاشکي ذبح ابراهيم ميبود، به دست اسماعيل،  چه آسان! چه لذت بخش! اما نه، اسماعيلِ جوان بايدبميرد و ابراهيمِ پير بايد بماند.، تنها، غمگين و داغدار...

ابراهيم،هر گاه که به پيام مي انديشد، جز به تسليم نمي انديشد، و ديگر اندکي ترديد ندارد،پيام پيام خداوند است و ابراهيم، در برابر او، تسليمِ محض!

اکنون، ابراهيم دل ازداشتن اسماعيل برکنده است، پيام پيام حق است. اما در دل او، جاي لذت"داشتن اسماعيل" را، درد "از دست دادنش" پر کرده است. ابراهيم تصميمگرفت، انتخاب کرد، پيداست که "انتخابِ" ابراهيم، کدام است؟ "آزاديمطلقِ بندگي خداوند"!

ذبح اسماعيل! آخرينبندي که او را به بندگي خود مي خواند!

ابتدا تصميم گرفت کهداستانش را با پسر در ميان گذارد، پسر را صدا زد، پسر پيش آمد، و پدر، در قامتوالاي اين "قرباني خويش" مي نگريست!

اسماعيل، اين ذبيحعظيم! اکنون در منا، در خلوتگاهِ سنگي آن گوشه، گفتگوي پدري و پسري!

پدري برف پيري بر سر ورويش نشسته، ساليان دراز بيش از يک قرن، بر تن رنجورش گذشته، و پسري، نوشکفته ونازک!

آسمانِ شبه جزيره، چهمي گويم؟ آسمانِ جهان ، تاب ديدن اين منظره را ندارد. تاريخ، قادر نيست بشنود.هرگز، بر روي زمين چنين گفتگويي ميان دو تن، پدري و پسري، در خيال نيز نگذشته است.گفتگويي اين چنين صميمانه و اين چنين هولناک!

-"اسماعيل، من درخواب ديدم که تو را ذبح مي کنم..."!

اين کلمات را چنانشتابزده از دهان بيرون مي افکند که خود نشنود، نفهمد. زود پايان گيرد. و پايانگرفت و خاموش ماند، با چهره اي هولناک و نگاههاي هراساني که از ديدار اسماعيل وحشتداشتند!

اسماعيل دريافت، برچهره ي رقت بار پدر دلش بسوخت، تسليتش داد:

-"پدر! درانجامِ فرمانِ حق ترديد مکن، تسليم باش، مرا نيز در اين کار تسليم خواهي يافت وخواهي ديد که – اِنْ شاءَالله – از – صابران خواهم بود"!

ابراهيم اکنون، قدرتيشگفت انگيز يافته بود. با اراده اي که ديگر جز به نيروي حق پرستي نمي جنبيد و جزآزادي مطلق نبود، با تصميمي قاطع، به قامت برخاست، آنچنان تافته و چالاک که ابليسرا يکسره نوميد کرد، و اسماعيل – جوانمردِ توحيد – که جز آزادي مطلق نبود، و با ارادهاي که ديگر جز به نيروي حق پرستي نمي جنبيد، در تسليم حق، چنان نرم و رام شده بودکه گوي، يک " قرباني آرام و صبور" است!

پدر کارد را بر گرفت،به قدرت و خشمي وصف ناپذير، بر سنگ مي کشيد تا تيزش کند!

مهر پدري را، دربارهعزيزترين دلبندش در زندگي، اين چنين نشان مي داد، و اين تنها محبتي بود که بهفرزندش مي توانست کرد. با قدرتي که عشق به روح مي بخشد، ابتدا، خود را در درونکُشت، و رگ جانش را در خود گسست و خالي از خويش شد، و پر از عشقِ به خداوند.

زندهاي که تنها به خدا نفس مي کشد!

آنگاه، به نيروي خدابرخاست، قرباني جوان خويش را – که آرام و خاموش، ايستاده بود، به قربانگاه برد، برروي خاک خواباند،  زير دست و پاي چالاکش را گرفت، گونه اش را بر سنگ نهاد، برسرش چنگ زد، - دسته اي از مويش را به مشت گرفت، اندکي به قفا خم کرد، شاهرگش بيرونزد، خود را به خدا سپرد، کارد را بر حلقوم قربانيش نهاد، فشرد، با فشاري غيظ آميز،شتابي هول آور، پيرمرد تمام تلاشش اين است که هنوز بخود نيامده، چشم نگشوده،نديده، در يک لحظه  "همه او" تمام شود، رها شود، اما...

آخ! اين کارد!

اين کارد... نمي برد!

آزار مي دهد،

اين چه شکنجه ي بيرحمي است!

کارد را به خشم بر سنگمي کوبد!

همچون شير مجروحي ميغرد، به درد و خشم، برخود مي پيچد، مي ترسد، از پدر بودنِ خويش بيمناک مي شود، برقآسا بر مي جهد و کارد را چنگ مي زند و بر سر قرباني اش، که همچنان رام و خاموش،نمي جنبد دوباره هجوم مي آورد،

که ناگهان،

گوسفندي!

و پيامي که:

"اي ابراهيم! خداوند از ذبح اسماعيل درگذشته است، اين گوسفند را فرستاده است تابجاي او ذبح کني، تو فرمان را انجام دادي"!

الله اکبر!

يعني که قرباني انسانبراي خدا – که در گذشته، يک سنت رايج ديني بود و يک عبادت – ممنوع! در "ملتابراهيم" ، قرباني گوسفند، بجاي قرباني انسان! و از اين معني دارتر، يعني کهخداي ابراهيم، همچون خدايان ديگر، تشنه خون نيست. اين بندگان خداي اند که گرسنهاند، گرسنه گوشت! و از اين معني دارتر، خدا، از آغاز، نمي خواست که اسماعيل ذبحشود، مي خواست که ابراهيم ذبح کننده اسماعيل شود، و شد، چه دلير! ديگر، قتلاسماعيل بيهوده است، و خدا، از آغاز مي خواست که اسماعيل، ذبيح خدا شود، وشد، چه صبور! ديگر، قتل اسماعيل، بيهوده است! در اينجا، سخن از " نيازِخدا" نيست، همه جا سخن از " نيازِ انسان" است، و اين چنين است" حکمتِ" خداوند حکيم و مهربان، "دوستدارِ انسان"، که ابراهيمرا، تا قله بلند "قرباني کردن اسماعليش" بالا مي برد، بي آنکهاسماعيل را قرباني کند! و اسماعيل را به مقام بلند "ذبيح عظيم خداوند"ارتقاء مي دهد، بي آنکه بر وي گزندي رسد!

که داستان اين دين،داستان شکنجه و خود آزاري انسان و خون و عطش خدايان نيست داستان "کمالانسان" است، آزادي از بند غريزه است، رهايي از حصار تنگ خودخواهي است، و صعودروح و معراج عشق و اقتدار معجزه آساي اراده بشريست و نجات از هر بندي و پيوندي کهتو را بنام يک «انسان مسئول در برابر حقيقت"، اسير مي کند و عاجز، و بالأخره،نيل به قله رفيع "شهادت"، اسماعيل وار، و بالاتر از "شهادت" -آنچه در قاموس بشر، هنوز نامي ندارد – ابراهيم وار! و پايان اين داستان؟ ذبحگوسفندي، و آنچه در اين عظيم ترين تراژدي انساني، خدا براي خود مي طلبيد؟ کشتنگوسفندي براي چند گرسنه اي!

موسم عيد است. روز شادى مسلمانان. روزقبولى در جشن بندگى خداوند. اى مسلمان حج گزار و اى كسى كه در شكوهمندترين آييندينى از زخارف دنيا دور شدى و به او نزديكتشر. ايام حج را نشانه اى از پاكيزگى ،رهايى، آزادگى، آگاهى و معنويت بدان. بدان كه زمين سراسر حجى است كه تو در آنى وبايد با سادگى، وقوف در جهان درون و بيرون و قربانى كردن همه آرزوهاى پوچ دنيوى،خود را براى سفر بزرگ آماده كنى. انسان مسافر چند روزه كاروان زندگى است. سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالحخداو

منبع:
نويسنده : احمد محمدی نسب

ادامه نوشته

تسلیت شهادت امام محمد باقر علیه السلام

 

شهادت امام باقر عليه السلام را به همه مسلمانان جهان تسليت عرض    مي كنیم

گرامیداشت روز نوجوان و بسیج دانش آموزی

 

روز نوجوان و شهادت محمد حسين فهميده و بسيج دانش آموزي را گرامی می داریم 

ادامه نوشته

قم آماده پذیرایی از مهمانی ویژه است

 

قم آماده پذیرایی از مهمانی ویژه است .مهمانی که در قلب ها جای دارد  خوش آمدید

 

ادامه نوشته

تبریک ولادت حضرت رضا سلام الله علیه + پیامک های روز ولادت آن حضرت

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (ع)

كتاب: سيره معصومان، ج 5، ص 141

نويسنده: سيد محسن امين

ترجمه: على حجتى كرمانى

زندگى امام ابو الحسن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق ابن محمد الباقر بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام هشتمين امام از ائمه اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين

امام رضا (ع) در روز جمعه، يا پنج‏شنبه 11 ذى حجه يا ذى قعده يا ربيع الاول سال 153 يا 148 هجرى در شهر مدينه پا به دنيا گذاشت. بنابراين تولد آن حضرت مصادف با سال وفات امام صادق (ع) بوده يا پنج‏سال پس از درگذشت آن حضرت رخ داده است. همچنين وفات آن حضرت در روز جمعه يا دوشنبه آخر صفر يا 17 يا 21 ماه مبارك رمضان يا 18 جمادى الاولى يا 23 ذى قعده يا آخر همين ماه در سال 203 يا 206 يا 202 هجرى اتفاق افتاده است. شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا گويد قول صحيح آن است كه امام رضا (ع) در 21 ماه رمضان، در روز جمعه سال 203 هجرى درگذشته است. وفات آن حضرت در سال 203 در طوس و در يكى از روستاهاى نوقان به نام سناآباد اتفاق افتاد.

با تاريخ‏هاى مختلفى كه نقل شد، عمر آن حضرت 48 يا 47 يا 50 يا 51 سال و 49 يا 79 روز يا 9 ماه يا 6 ماه و 10 روز بوده است. اما برخى كه سن آن حضرت را 55 يا 52 يا 49 سال دانسته‏اند، سخنشان با هيچ يك از اقوال و روايات، منطبق نيست و ظاهرا تسامح آنان از اينجا نشات گرفته كه سال ناقص را به عنوان يكسال كامل حساب كرده‏اند. از جمله اين اقوال شگفت آور سخن شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا است كه گفته است: ميلاد امام رضا (ع) در 11 ربيع الاول سال 153 و وفات وى در 21 رمضان سال 203 بوده و با اين حساب آن حضرت 49 سال و شش ماه در اين جهان زيسته است. مطابق آنچه صدوق نقل كرده، عمر آن حضرت پنجاه سال و شش ماه و ده روز مى‏شود و منشا اين اشتباه را بايد عدم دقت در جمع و تفريق اعداد دانست‏شيخ مفيد نيز مرتكب اين اشتباه شده است و ما در حواشيهاى خود بر كتاب المجالس السنيه متذكر اين خطا شده‏ايم.

بنابر گفته مولف مطالب السؤول، امام رضا (ع) 24 سال و چند ماه و بنابر قول ابن خشاب 24 سال و 10 ماه از عمر خويش را با پدرش به سر برد. لكن مطابق آنچه گفته شد، عمر آن حضرت در روز وفات پدرش 35 سال يا 29 سال و دو ماه بوده و پس از درگذشت پدرش چنانكه در مطالب السؤول نيز آمده، 25 سال زيسته است و نيز مطابق آنچه قبلا گفته شد آن حضرت پس از پدرش بيست‏سال در جهان زندگى كرد. چنانكه شيخ مفيد نيز در ارشاد همين قول را گفته است. برخى نيز اين مدت را بيست‏سال و دو ماه، يا يست‏سال و نه ماه، يا بيست‏سال و چهار ماه، يا بيست و يكسال و 11 ماه، ذكر كرده‏اند كه اين مدت، روزگار امامت و خلافت آن حضرت به شمار است. در طول اين مدت آن حضرت دنباله حكومت هارون رشيد را كه ده سال و بيست و پنج روز بود درك كرد. سپس امين از سلطنت‏خلع شد و عمويش ابراهيم بن مهدى براى مدت بيست و چهار روز به سلطنت نشست. آنگاه دوباره امين بر او خروج كرد و براى وى از مردم بيعت گرفته شد و يكسال و هفت ماه حكومت كرد ولى به دست طاهر بن حسين كشته شد. سپس عبد الله بن هارون، مامون، به خلافت تكيه زد و بيست‏سال حكومت كرد. امام رضا (ع) پس از گذشت پنج‏يا هشت‏سال از خلافت مامون به شهادت رسيد.

مادر امام رضا (ع)

در مطالب السؤول گفته شده است كه: مادر آن حضرت كنيزى بود. كه خيزران مرسى نام داشت. برخى نام وى را شقراء نوبيه، ذكر كرده‏اند كه اروى، اسم او و شقراء لقب وى بوده است.

طبرسى در اعلام الورى گويد: مادرش كنيزى بود به نام نجمه كه به وى ام البنين مى‏گفتند. برخى نام مادر آن حضرت را سكن نوبيه و تكتم، نيز گفته‏اند. حاكم ابو على گويد: از جمله شواهدى كه دلالت دارد نام مادر امام رضا (ع) تكتم بود، سخن شاعرى است كه در مدح آن حضرت فرموده است:

الا ان خير الناس نفسا و والدا

و رهطا و اجدادا على المعظم (1)

اتتنا به للعلم و الحلم ثامنا

اماما يودى حجة الله تكتم (2)

ابو بكر گويد: عده‏اى اين شعر را به عموى ابو ابراهيم بن عباس منسوب ساخته‏اند و من آن را روايت نمى‏كنم و روايت و سماع اين شعر براى من واقع نشده بنابراين نه آن را اثبات مى‏كنم و نه ابطال. وى همچنين گويد: تكتم از اسامى زنان عرب است و در اشعار بسيارى به كار رفته است. از جمله در اين بيت:

«طاف الخيالان فزادا سقما

خيال تكنى و خيال تكتما»

فيروز آبادى نيز بر اين اظهار نظر صحه گذارده و گفته است: تكنى و تكتم به صورت مجهول، هر يك از نامهاى زنان است.

كنيه امام رضا

كنيه آن حضرت را ابو الحسن و نيز ابو الحسن ثانى خوانده‏اند. ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين روايتى نقل كرده و مبنى بر آن كه كنيه آن حضرت، ابو بكر بوده است. وى به سند خود از عيسى بن مهران از ابو صلت هروى نقل كرده است كه گفت: روزى مامون از من پرسشى كرد. گفتم: ابو بكر در اين باره چنين و چنان گفته است. مامون پرسيد: كدام ابو بكر؟ابو بكر ما يا ابو بكر اهل سنت؟گفتم، ابو بكر ما. پس عيسى از ابو صلت پرسيد: ابو بكر شما كيست؟پاسخ داد: على بن موسى الرضاست كه بدين كنيه خوانده مى‏شود.

لقب آن حضرت

در كتاب مطالب السؤول در اين باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت است از رضا، صابر، رضى و وفى، كه مشهورترين آنها رضاست. در فصول المهمة نيز مشابه اين مطلب آمده با اين تفاوت كه در آنجا به جاى القاب رضى و وفى، زكى و ولى ياد شده است. در مناقب ابن شهر آشوب گفته شده است: احمد بزنطى گويد: بدان جهت آن حضرت را رضا ناميدند كه او از خدا در آسمانش رضا بود و براى پيامبر و ائمه در زمين رضا بود. و نيز گفته‏اند چون مخالف و موافق گرد آن حضرت بودند وى را رضا ناميدند. همچنين گفته‏اند: چون مامون بدان حضرت، رضايت داد وى را رضا گفتند.

نقش انگشترى آن حضرت

در فصول المهمة گفته شده است: نقش انگشترى امام رضا (ع) «حسبى الله‏»بود و در كافى به سند خود از امام رضا (ع) نقل شده است كه فرمود: نقش انگشترى من، «ما شاء الله لا قوة الا بالله‏»است. صدوق نيز در عيون گويد: نقش انگشترى آن حضرت‏«وليى الله‏»بود.

فرزندان امام رضا (ع)

كمال الدين محمد بن طلحه در مطالب السؤول گويد: آن حضرت شش فرزند داشت. پنج پسر و يك دختر. نام فرزندان وى چنين است: محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهيم، حسن و عايشه‏».

عبد العزيز بن اخضر جنابذى در معالم العتره و ابن خشاب در مواليد اهل البيت و ابو نعيم در حلية الاوليا نظير همين سخن را گفته‏اند. سبط بن جوزى در تذكرة الخواص گويد: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: محمد (امام نهم) ابو جعفر ثانى، جعفر، ابو محمد حسن، ابراهيم و يك دختر. شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: امام رضا (ع) دنيا را بدرود گفت و سراغ نداريم كه از وى فرزندى به جا مانده باشد جز همان پسرش كه بعد از وى به امامت رسيد. يعنى حضرت ابو جعفر محمد بن على (ع) .

ابن شهر آشوب در مناقب مى‏گويد: امام محمد بن على (ع) تنها فرزند اوست. طبرى در اعلام الورى نويسد: تنها فرزند رضا (ع) پسرش محمد بن على جواد بود لا غير. در كتاب العدد القوية آمده است كه امام رضا (ع) دو پسر داشت كه نام آنها محمد و موسى بود و جز اين دو فرزندى نداشت. همچنين در قرب الاسناد نقل شده است كه بزنطى به حضرت رضا (ع) عرض كرد: من از چند سال پيش درباره جانشين شما پرسش مى‏كردم و شما هر بار پاسخ مى‏داديد پس از من پسرم جانشين من خواهد شد. اما اينك خداوند به شما دو پسر عطا كرده است پس كداميك از پسرانتان جانشين شمايند؟

مجلسى نيز در بحار الانوار در باب خوشخويى حديثى از عيون اخبار الرضا (ع) نقل كرده كه در سند آن نام فاطمه دختر رضا آمده است.

پى‏نوشتها:

1 - هان كه از بهترين مردمان از نظر سرشت و پدر و خانواده و نيا، على (ع) بزرگ است.

2 - تكتم او را براى ما به ارمغان آورد و او براى علم و حلم هشتمين امامى است كه حجت‏خدا را ادا مى‏كند.

ادامه نوشته

چند روش ساده برای کمک به بهداشت روانی خود

1.زندگي و هر مسئله كوچكي را آنقدر جدي تلقي نكنيد، هر چند وقت يك بار زندگي را شوخي بگيريد و با  سرزندگي و  سبكبالي با رخدادها برخورد كنيد و بينيد كه روز شما چقدر زيبا و شادي آفرين خواهد بود .

2.از رنج نهراسيد ، شادي را جايگزين غم كنيد. براي زندگي خود هدف و مقصودي تعيين نماييد . شما به دنيا نيامده ايد تا فضايي را اشغال كنيد .

3. دامنه توقعات و انتظارات خود را كوتاه و كوتاه تر كنيد تا زندگي آرام و دلپذيري داشته باشيد.

4. در تمام مراحل زندگي مسئوليت كامل اعمالتان را برعهده بگيريد . ازاين كه ديگران را مقصر بدانيد و بهانه آوريد دست برداريد.

5. نگران نباشيد كه مردم درباره شما چه فكر مي كنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نمي كنند.

6. هنگامي آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهيد كرد كه بدانيد كار درست را انجام مي دهيد، صرف نظر از اين كه به چه قيمتي تمام مي شود.

7. مردم گفته هاي شما را فراموش مي كنند . آنها فقط به آنچه انجام مي دهيد توجه دارند.

8. آرامش فكري را بالاترين هدف زندگي خود قرار دهيد و بر اساس آن براي زندگي خود برنامه ريزي كنيد.

9. از همين امروز تصميم بگيريد كه يا از موقعيت هايي كه باعث ناراحتي و ايجاد استرس در شما مي شود دوري كنيد و يا آنها را حل  و فصل نماييد.

10.  زندگي شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغيير دهيد، زندگي تان متحول مي شود.

11. تمام كساني را كه تاكنون به هر صورت به شما آسيب رسانده يا شما را آزار داده اند ، ببخشاييد و به اين ترتيب خودتان را آزاد و رها كنيد.

12.كنترل كامل پيام هايي را كه به ذهن خودآگاه  خود راه مي دهيد در دست بگيريد.

13. وقايع ، تعيين كننده احساسات شما نيست ؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقايع است كه احساسات شما را شكل مي دهد.

14. هر چه با ديگران روابط بهتري داشته باشيد، نسبت به خودتان هم احساس بهتري خواهيد كرد.

15.هرچه خودتان را بيشتر دوست داشته باشيد و به خودتان احترام بگذاريد ديگران را نيز بيشتر دوست خواهيد داشت و به آنها احترام خواهيد گذاشت و آنها نيز بيشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.

16. بهترين عبارات براي حل يك اختلاف اين است: " شايد من اشتباه مي كنم". اغلب هم همين طور است ، اين را باور كنيد.

17.عادت قدر شناسي را در خود تقويت كنيد. در زندگي شكرگزار و قدردان همه چيزهاي خوبي كه داريد باشيد.

18. عمر كوتاه تر از آن است كه حتي لحظه اي از آن را براي انجام كاري كه دوست نداريد يا برايتان اهميت ندارد تلف كنيد.

19.  حداقل همان قدر كه براي كارتان تلاش مي كنيد براي رشد شخصيت تان نيز تلاش كنيد.

گزارش فعاليتهاي کارشناسي امور شاهد و ايثارگران ناحيه 3

گزارش فعاليتهاي کارشناسي امور شاهد و ايثارگران ناحيه 3

سال تحصيلي 89-88(سال گذشته تحصیلی)

 

1-  برگزاري ماهيانه جلسات طرح پراکنده شاهد در اداره

2-  برگزاري جلسه اختصاصي طرح پراکنده شاهد ناحيه با مشاورين طرح پراکنده نواحي ديگر

3- برگزاري سه جلسه آموزش خانواده براي مادران دانش آموزان طرح پراکنده شاهد باحضور اساتيد آقاي عباسي نيا و آقاي سليمانيان

4- برگزاري نشستهاي دانش آموزي طرح پراکنده شاهد در دبيرستان شهيد فهميده و مدرسه شهيده قضايي و مدارس شاهد

5- برگزاري مسابقه فرهنگي واقعه عاشورا براي دانش آموزان مشمول طرح در رشته هاي ، نقاشي ، متن ادبي ، مقاله و عکس

6- بازديد از مدارس تحت پوشش و طرح پراکنده به همراهي معلمين راهنما و مسؤلين و کارشناس آموزشي بنياد

7-  تهيه کتب کمک آموزشي براي دانش آموزان مقطع متوسطه

8-  برنامه ريزي و اجراي کلاسهاي تقويتي و جبراني براي نيم سال اول و دوم

9-   جلسه شوراي مشاوره شاهد که ماهيانه در مدارس شاهد و اداره برگزار شده است

10- اعزام دو مرحله اي جانبازان به مشهد مقدس که همگي از خدمتگزاران و دفترداران بودند

11- برگزاري تجليل و تکريم در هفته معلم از همکاران طرح پراکنده با حضور آقاي ارجمندي مسؤل بنياد شهيد منطقه 2 قم در خانه معلم

12- پيگيري چندين مورد از مشکلات فرزندان شاهد و ارسال گزارش به بنياد شهيد جهت پيگيري بيشتر

13- بعد از امتحان نوبت اول جلسه اي با مديران مدارس شاهد و طرح پراکنده جهت بررسي وضعيت تحصيلي دانش آموزان با حضور آقاي الهي معاون آموزش و فناوري انجام پذيرفت و تذکرات لازم در مورد کيفيت بخشي آموزش در تمام پايه ها پيگيري شود و کارهاي مدارس بايد از آنچه بوده است بهتر شود

14- صادر شدن 675 نسخه ديپلم افتخار براي خانواده شهدا و ايثارگران

15- اعلام آمادگي 72 مدرسه جهت برگزاري مراسم يادواره ي شهداء ، که از اين تعداد 31 مدرسه گزارش يادواره را ارسال نموده اند ، از سوي همکاران آموزشي بازديدهايي صورت گرفت و تعداد 90 نفر از مديران و مجريان اين مراسم جهت تشويق به اداره کل معرفي شدند

16-  تقدير از همکارانی که در طرح شاهد همکاری داشتند

17- باز ديد از خانواده های معظم  شهدا و ايثارگران ( 43 مورد)

18- پيگيري کارهاي دبيرخانه شوراي آموزش و پرورش و ارسال نامه به شوراي شهر براي نامگزاري آموزشگاهها به نام شهدا

19-جلسه طرح پراکنده شاهد و حضور مديران 3 مقطع که دانش آموزان طرح پراکنده دارند (96 مدرسه ) با حضور مسئوليني از اداره کل و ناحيه در مورخه 6/8/88 

20-  بازديد از مدارس شاهد با حضور مسؤل حسابداري و امور مالي جهت رسيدگي به امور مالي مدارس شاهد به مدت 3 روز در تاريخهاي  18  و  19  و  20/7/88

21- جلسه مديران مدارس 4 ناحيه با حضور مسؤلين از اداره کل و ناحيه در مورخه 1/9/88  در دبستان شاهد گلدوست

22-  تجليل از دانش آموزاني که در پژوهش و تحقيق امتياز کسب کرده بودند در دو مرحله در کانون حضرت مريم با حضور مسؤلين از اداره کل و ناحيه در تاريخهاي 17/9  و  22/9 

23-شرکت دانش آموزان ابتدايي پايه سوم در جشن تکليف در مجتمع امام خميني(ره) در تاريخ 23/ 9  و پايه سوم راهنمايي شاهد نمازيخواه و طرح پراکنده شاهد

24-زنگ فجر انقلاب در دبيرستان شاهد حضرت علي اکبر که از طرف اداره برگزار شد در مورخه 12/11/88

25- شرکت فعال دانش آموزان طرح پراکنده شاهد در مسابقه مطالعه و تحقيق و راه يابي دو نفر از دانش آموزان متوسطه طرح پراکنده به مرحله کشوري که در طرح پراکنده 21 نفر ابتدايي ، 8 نفر راهنمايي و 6 نفر متوسطه به ناحيه معرفي شده و 5 نفر ابتدايي ، 3 نفر راهنمايي و 3 نفر متوسطه به استان راه يافتند که از 3 نفر متوسطه ، 2 نفر به کشوري راه يافتند و تشويق گرديدند

26- پيشنهاد گرديد که مدرسه شاهد دخترانه در ناحيه تاسيس گردد

27-همايش بزرگ در دهه فجر 88 وتجليل از 120 نفر عزيزان جانباز و آزاده باحضور مدير کل آموزش و پرورش 

28-برگزاري دو جلسه راهنمايي تحصيلي و هدايت شغلي در دبيرستان شاهد علي اکبر (ع )

و...

 

کارشناسی امور شاهد و ايثارگران آموزش و پرورش ناحیه3 قم

تبریک ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

 

 

تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می آید و شمیم دلنوازی، خانه خورشید را فرا میگیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه (س) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن میگیرد. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!


ادامه نوشته

اهداف و شرح وظایف کارشناسی امور شاهد و ایثارگران

الف: اهداف کارشناسی امور شاهد و ایثارگران

1- ایجاد فضایی مناسب به منظور آمادگی دانش آموزان شاهد و ایثارگر و بسیجی جهت ورود به موسسات آموزش عالی

2- جبران عقب ماندگی تحصیلی و ضعف درسی دانش آموزان شاهد و ایثارگر و بسیجی

3- ترویج فرهنگ شهادت و ایثار در مدارس به منظور حفظ ارزشها و هنجارهای اسلامی در نسل جوان و دانش آموزان

4- تقویت وپشتیبانی برنامه های آموزشی و پرورشی مدارس شاهد و ایثارگران

5- حضور جوانان و دانش آموزان در عرصه انقلاب و آشنایی با فرهنگ جبهه و جنگ و بسیجی و ارزشها

6- غنی سازی و برنامه ریزی اوقات فراغت دانش آموزان مدارس شاهد در فصل تابستان

7- ارتقاء سطح علمی و عمق بخشیدن به معلومات و دانستنیهای دانش آموزان مدارس شاهد و ایثارگران

8- ایجاد انگیزه در رقابت سازنده بین دانش آموزان شاهد و ایثارگر در قالب کنفرانس های علمی و تحقیقی

9- تلاش در جهت ارتقاء سطح علمی دبیران و مسئولین مدارس شاهد و ایثارگران

10- ایجاد فضای پرورشی مناسب برای رشد فرهنگی ، اجتماعی و تعلیم و تربیت فرزندان شاهد و ایثارگر

ب: شرح وظایف کلی کارشناسی امور شاهد و ایثارگران

1- پیگیری امور آموزشی و پرورشی دانش آموزان طرح پراکنده شاهد و مدارس شاهد و ایثارگران 

2- برنامه ریزی لازم به منظور بالا بردن کیفیت تحصیلی شاهد و ایثارگران و خدمات رسانی مطلوبتر به بسیج دانش آموزی

3- انجام امور مربوط به برنامه های بسیج دانش آموزی شاهد و ایثارگران برابر دستورالعملها و ضوابط مربوطه

4- مطالعه و بررسی مشکلات تحصیلی ایثارگر شاهد و ارائه طرح های سازنده برای رفع مشکلات آموزشی و پرورشی

5- برنامه ریزی و نظارت برای اجرای طرح تقویت بنیه علمی ایثارگران و شاهد

6- پیگیری امور مربوط به خانواده های شهدای فرهنگی و ایثارگران فرهنگی

7- بازدید از مدارس شاهد و ایثارگران و طرح پراکنده شاهد و واحدهای مقاومت بسیج دانش آموزی مدارس

8- پیگیری امور اداری مدارس شاهد و ایثارگران ستادهای امور شاهد و ایثارگران و بسیج دانش آموزی

9- صدور دیپلم افتخار دانش آموزان شهید و جانبازان اعصاب و روان

10- تهیه گزارشهای لازم از فعالیتهای امور شاهد و ایثارگران و بسیج دانش آموزی و ارسال آن به دفاتر ستادی و دیگر مقامات ذیربط

11- برگزاری مراسمهای مختلف سوم خرداد ، سالروز ورود آزادگان ، هفته دفاع مقدس ، هفته بسیج ، یادواره شهید فهمیده و دهه مبارک فجر و یادواره شهید مطهری و شهدای فرهنگی و هفته جانباز جهت تحلیل و تکریم از فرهنگیان ایثارگر و بسیجی

12- برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت جهت مسئولین امور شاهد و ایثارگران و مدیران –معاونین و مشاوران مدارس شاهد و ایثارگران و مربیان درس آمادگی دفاعی

13- تکریم و تجلیل از فرهنگیان ایثارگر و بسیجی و خانواده معظم شهدای فرهنگی 

تبریک دهه ی کرامت و ورود رهبر معظم انقلاب به شهر مقدس قم

ضمن تبریک پیشاپش ایام خجسته ومیمون دهه ی کرامت ( میلاد دو گوهر امامت حضرت ثامن الائمه و حضرت معصومه علیهما السلام ) همزمانی آن را با ورود پر خیر وبرکت مقام عظمای ولایت گرامی می داریم